بایگانی

نوشته‌هایی که شامل تگ هستند ‘بزرگراه فناوری شماره 236’

تبلت، شبه‌تبلت، لپ‌تاپک، نت‌بوک و لپ‌تاپک تبلت‌شو!

برخی دوستان درباره نوع واژگانی که در این صفحات استفاده می‌شود پرسش‌های را مطرح کرده بودند که برخی‌شان را در نوشته‌‌های پیشین پاسخ گفته‌ام و برخی دیگر را در این نوشتار پاسخ خواهم گفت. واژه لپ‌تاپک را یکی دو سالی می شود که در مقابل Netbook ساخته‌ام و در متن‌ها استفاده می‌کنم. قبول دارم که واژه لپ‌تاپک برای بسیاری از دوستان نامأنوس و شاید خنده‌دار هم باشد. لپ‌تاپک به‌وضح می‌گوید که از تبار لپ‌تاپ‌های ریزه‌میزه است. در مقابل؛ واژه مینی‌لپ‌تاپ به‌طور صریح به لپ‌تاپ‌های فوق‌سبک اطلاق می‌شود و واضح است که کامپیوترهای ظریف‌الجثه‌ای که یکی دو سالی است در بازار کامپیوترهای قابل‌حمل عرضه شده‌اند مینی‌لپ‌تاپ نیستند، از این‌رو فکر کردیم که واژه لپ‌تاپک معادل مناسبی برای Netbook است. البته واژه لپ‌تاپک را وحی منزل نمی‌دانم و راستش در نظر دارم که از این پس؛ لپ‌تاپک را واگذارم و از همان نت‌بوک مصطلح استفاده کنم. همین معضل را در رابطه با واژه‌های لپ‌تاپ و نوت‌بوک هم شاهد هستیم.

لپ‌تاپ صحیح است یا نوت‌بوک؟
هر کامپیوتر قابل‌حملی را که بتوان در کیف قرار داد و حمل کرد، نوت‌بوک می‌خوانند و اصطلاح لپ‌تاپ را به هر کامپیوتر قابل‌حملی اطلاق می‌کنند که برای کار روی پا قرار گیرد از این منظر؛ برخی کامپیوترهای قابل‌حمل را باید نوت‌بوک و برخی دیگر را لپ‌تاپ خطاب کرد، اما هستند کامپیوترهایی که ظاهری مشابه لپ‌تاپ و نوت‌بوک دارند و در تعریف ایشان نمی‌گنجند، چرا که هم ابعاد بزرگی دارند و هم سنگین هستند، یعنی به‌سهولت حمل نمی‌شوند و بر روی پا هم قرار نمی‌گیرند. این‌قبیل دستگاه‌ها را جایگزین دسک‌تاپ می‌خوانند که اغلب از نمایشگرهای ۱۷ اینچی بهره می‌برند و حوالی چهار کیلوگرم وزن دارند. حال چه باید کرد؟
صادقانه بگویم که واژه نوت‌بوک عام‌تر است، اما به‌شخصه اصطلاح لپ‌تاپ را بیشتر می‌پسندم. برخی دوستان نوت‌بوک را به‌شکل نت‌بوک می‌نویسند که اغلب با نت‌بوک به معنای لپ‌تاپک اشتباه می‌شود. برای پرهیز از اشتباه زین پس تمامی لپ‌تاپ را معادل Laptop و Notebook و نت‌بوک را معادل Netbook فرض می‌کنیم.

تبلت یا شبه‌تبلت؟
اصطلاح تبلت را تا همین هفت هشت ماه پیش برای Tablet PC استفاده می‌کردیم و هیچ مشکلی نداشتیم تا اینکه اپل متفرعن از راه رسید و دستگاه آی‌پد را معرفی کرد. کامپیوترهای تبلت با این تبلت‌های جدید از اساس متفاوت‌اند. هفت هشت ماهی می‌شود که تبلت‌های نوظهور را برای جلوگیری از با تبلت‌های اصیل، شبه‌تبلت صدا می‌زنم. تبلت‌های اصیل، کامپیوتری واقعی هستند که از سیستم‌عامل درست و درمان و سخت‌افزار فاخر دارند. هنوز هم می‌توانید تبلت‌های فوجیتسو و اچ.پی و لنوو را از بازار ابتیاع کنید و حالش را ببرید. قابطه تبلت‌های اصیل، همان لپ‌تاپ‌های سبک‌وزنی هستند که نمایشگرشان قابل چرخش دارد و بر روی کیبرد قرار می‌گیرد. تبلت‌های جدیدالورود (شبه‌تبلت‌ها) مانده است تا کامپیوتر شوند. بهترین سیستم‌عاملی که برای تبلت‌های جدید معرفی شده، نسخه سوم آندروئید گوگل است که از نظر کاربلدهای این حوزه، در اصل برای گوشی‌های هوشمند طراحی شده است و کار دارد تا به‌طور کامل از کامپیوترجماعت پشتیبانی کند. البته سرعت پیشرفت تبلت‌های جدید از نظر سخت‌افزاری و نرم‌افزاری چشمگیر است و توان فنی‌شان ظرف یکی دو سال آینده با نت‌بوک‌ها برابری خواهد کرد. خوب گفته است که "نه هر که سر بتراشد قلندری داند"، اما شرایط بازار کامپیوترها دگرگون شده است و هر تازه به دوران رسیده‌ای مدعی بازار شده است. بی‌شک تعدد شبه‌تبلت‌هایی که در سال ۲۰۱۲ میلادی یعنی هفت هشت ماه دیگر روانه بازار خواهد شد از تعداد کل نت‌بوک‌های عالم فراتر خواهند رفت. از این‌رو؛ برای پرهیز از اشتباه اجازه دهید شبه‌تبلت‌ها را تبلت، و تبلت‌های اصیل را هم کامپیوترهای تبلت خطاب کنیم و خلاص!

لپ‌تاپک‌های تبلت‌شو!
یا نت‌بوک‌های تبلت‌شو، بازسازی تبلت‌های اصیل در وادی نت‌بوک‌ها هستند. نت‌بوک تبلت‌شو یا نت‌بوک-تبلت، همان نت‌بوک است که نمایشگر منعطف دارد که قابلیت چرخش دارد و بر روی کیبرد قرار می‌گیرد و کاربر می‌تواند از انگشتان یا قلم برای کار با دستگاه استفاده کند. اسوس، ایسر و لنوو سازندگان اصلی نت‌بوک‌های تبلت‌شو هستند که کمتر درباره‌شان صحبت شده است. این را بگویم خلاص که نت‌بوک تبلت‌شو بهترین گزینه برای خریداری است که نیاز فراوان به کیبرد دارد و به خواندن فایل‌های پی.دی.اف و سیر و سیاحت در وب معتاد است!

وضعیت بازار جهانی چیپ‌ست‌های گرافیکی!

۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۰ یک دیدگاه

بالاخره ای.ام.دی در حوزه محصولات گرافیکی بر ان‌ویدیا چیره شده است یا خیر؟
شک ندارم که شما هم با خبرهای متناقضی در این‌باره مواجه‌اید که یکی ای.ام.دی و اینتل را بالاتر از ان‌ویدیا نشان می‌دهد و دیگری ان‌ویدیا را در صدر نشانده و ای.ام.دی را در رتبه دوم قرار داده و از اینتل هم خبری نیست!
برای مشاهده بازار از منظر صحیح باید بازار گرافیک را به دو بخش تقسیم کرد. بازار چیپ‌های گرافیکی و بازار چیپ‌هایی که شامل موتور گرافیکی هستند.

بازار چیپ‌های گرافیکی
در سال ۲۰۱۰ میلادی بالغ بر ۷۲.۸ میلیون قطعه چیپ گرافیکی فروخته شده است. این چیپ‌ها علی‌القاعده روی کارت‌های گرافیکی مستقل نصب می‌شوند و برای استفاده باید بر روی شکاف PCIe مادربورد قرار گیرند. آمار نشان می‌دهد که سهم ای.ام.دی در بهترین حالت دوسوم سهم ان‌ویدیا در بازار جهانی است، اما بدانید که این آمار به سه‌ماه چهارم سال ۲۰۱۰ میلادی یعنی پاییز خودمان اشاره می‌کند و آمارهای جدید اگر منتشر شوند به‌وضوح افزایش سهم ای.ام.دی از بازار چیپ‌های گرافیکی را نشان خواهند داد. علی‌ای‌حال آمارهایی که در جدول زیر می‌بینید نشان می‌دهد که ان‌ویدیا همچنان بر صدر تکیه دارد، البته تکیه‌ای که مشخص نیست تا چه زمانی دوام داشته باشد.
به‌طور مشابه شرایط ان‌ویدیا در بازار چیپ‌های گرافیکی حرفه‌ای با خانواده Quadro تفاوت چندانی با بازار چیپ‌های عامه‌پسند Geforce ندارد. البته شرایط ای.ام.دی متفاوت است. اگر آمارهای جدید منتشر شوند، تغییر چندانی در درصدها نشان نخواهند داد، چرا که ای.ام.دی بیشتر انرژی خود را صرف چیپ‌های عامه پسند Radeon کرده و نتوانسته وقت قابل قبولی را صرف توسعه خانواده FirePro کند. البته از سهم ای.ام.دی در این بازار کاسته نشده است.

خریدار ایرانی و چیپ‌های گرافیکی!
 شرایط ای.ام.دی در این بازار با سرعتی قابل توجه در حال بهبود است و اگر قصد خرید کارت گرافیک دارید، بدانید که قاطبه گزینه‌های ای.ام.دی از منظر کارایی و نسبت قیمت به کارایی بر مدل‌های ان‌ویدیا برتری دارند. یعنی امکان انتخاب مدل مناسب و متناسب برای شما در میان محصولات ای.ام.دی بیشتر است. هر چند ان‌ویدیا هم مدل‌های فوق‌العاده‌ای برای استفاده دارد. بازار ایران به‌طور سنتی متمایل به استفاده از محصولات گرافیکی ان‌ویدیاست، اما توجه شرکت‌های بزرگی چون اسوس و گیگابایت و ام.اس.آی به چیپ‌های ای.ام.دی و البته حضور برندهای معتبری چون سافایر و اچ.آس.اس باعث رونق محصولات مبتنی بر چیپ‌ست‌های گرافیکی ای.ام.دی شده است.

بازار چیپ‌های شامل موتورگرافیکی!
موتورهای گرافیکی به‌طور کلی در بطن پردازنده‌ها، چیپ‌ست مجتمع (IGP) و پردازنده‌های همه‌کاره (SoC) تعبیه می‌شوند. پردازنده همه‌کاره، چیپ مجتمعی شامل تمامی چیپ‌ست‌های پردازشی و کنترلی مورد نیاز برای کامپیوترهای ظریف‌الجثه و ضعیف‌البنیه است. چیپ‌ست مجتمع هم معرفی حضور است که همان چیپ‌ست اصلی مادربورد به انضمام موتور گرافیکی است، اما پردازنده‌ها یک سالی می‌شود که میزبان موتورهای گرافیکی شده‌اند. از این‌رو بازار چیپ‌های شامل موتور گرافیکی بیش از پیش توسعه خواهد یافت و شرکت‌هایی در این بازار موفق هستند که دستی در تولید پردازنده و چیپ‌ست مادربورد دارند. از سه چهار سال آینده، بازار چیپ‌ست‌های مجتمع (IGP) مضمحل خواهد شد و موتورهای گرافیکی فقط در پردازنده‌ها تعبیه می‌شوند. پس در درازمدت سازندگان پردازنده‌ها از این ماجرا سود می‌برند و دیگر شرکت‌ها از گردونه رقابت خارج خواهند شد. جدول زیر همین را به‌طور آماری نشان می‌دهد. شرکت اس.آی.اس (SiS) که در سال‌های دور، مدعی بازار موتورهای گرافیکی ارزان‌قیمت بود مرده است. متروکس که طراح چیپ‌ست‌های خاص برای سیستم‌های گرافیکی حرفه‌ای بود در حال خروج از دایره رقابت است. شرایط ان‌ویدا که بحرانی است، چرا که این شرکت دستی در بازار پردازنده‌ها ندارد و اگر تا کنون در بازار دوام آورده به دلیل تولید پردازنده‌های همه‌کاره تگرا و امثالهم است که اتفاقا بازار رو به رشد و موفقی دارد. یعنی اگر تگرا نبود، افت ۲۸.۴ درصدی ان‌ویدیا حداقل دو برابر بود!
شرکت ویا (VIA) هم خود را آویزان پردازنده‌هایش کرده است و اگر رشدی نشان می‌دهد فقط بدان‌علت است که در بازار پردازنده‌ها و علی‌الخصوص پردازنده‌های همه‌کاره حاضر است.
برنده میدان جز ای.ام.دی نیست. رشد اینتل هم به مدد پردازنده‌های Core i است. قاطبه کامپیوترهای قابل‌حمل از پردازنده‌های اینتل استفاده می‌کنند و بدیهی است که تعبیه موتور گرافیکی در بطن پردازنده‌های Core i همراه با رشد سهم اینتل در بازار موتورهای گرافیکی خواهد بود.

خریدار ایرانی و موتور گرافیکی!
ای.ام.دی را دوست دارم، اما انصاف را بیشتر دوست دارم. تنها برخورد خریدار ایرانی با محصولات ویا تکنولوژی به لپ‌تاپک‌ها و پردازنده‌های Nano محدود است، اما جدال اصلی میان اینتل و ای.ام.دی است. شرایط البته به سود ای.ام.دی است. میزان فروش موتورهای گرافیکی اینتل چندان متفاوت نخواهد شد، چرا که این موتورها پیش‌تر در بطن چیپ‌ست مادربوردها تعبیه می‌شدند و هم‌اکنون به بطن پردازنده‌ها منتقل می‌شوند، اما ای.ام.دی علاوه بر حفظ بازار قبلی، مخاطبان بسیاری را از بازار کارت‌های مستقل گرافیکی جذب کرده است. به بیان دیگر؛ ای.ام.دی تعدادی از مخاطبان ان‌ویدیا را مجاب کرده که از بستر ای.ام.دی استفاده کنند. اگر عرضه پردازنده‌های فیوژنی را هم در آمارهای سه ماهه دوم سال ۲۰۱۱ لحاظ کنیم رشد ای.ام.دی بیشتر خواهد شد. به زعم نگارنده استفاده از تکنولوژی ای.ام.دی برای کاربران ایرانی گزینه مناسب‌تری است. هم قیمت جالب‌تری دارد وهم بهتر پشتیبانی می‌شوند.
خلاصه بگویم که اینتل چهار سال پیش قصد آن داشته تا به‌طور جدی وارد بازار کارت‌های گرافیکی شود. پروژه لارابی (Larrabee) بر این اساس تعریف شد و حتی تیم فنی آن نیز تشکیل شد، اما عرضه محصولات مبتنی بر معماری لارابی به‌طور مکرر با تعویق همراه بود و شرایط چنان شد که اینتل پروژه لارابی را به‌طور رسمی متوقف کرد. از سوی دیگر،؛ شرایط بر ان‌ویدیا بسیار سخت می‌گذشت، چرا که ای.تی.آی آن روزگار بر مدار موفقیت افتاده بود. همین شد که ان‌ویدیا روح خود را به اینتل فروخت و در قبال مبلغی کلان، اسرار مگوی خود را در زمینه طراحی چیپ‌ست‌های گرافیکی برای اینتل بازگو کرد. از این‌رو اینتل اگر در زمینه گرافیک حرفی برای گفتن دارد به دانش ان‌ویدیا تکیه کرده است و در شرایط معمول، حریف دستاوردهای جدید ای.ام.دی نیست.
اما کاربر ایرانی باید بداند که تا پردازش گرافیکی بر پردازش مرسوم کنونی چیره خواهد شد، شرکتی موفق خواهد بود که در این‌باره سرمایه‌گذاری کرده باشد. مقایسه پردازنده‌های اخیر اینتل و ای.ام.دی نشان می‌دهد که اینتل بر توسعه هسته‌های پردازشی و ای.ام.دی بر توسعه موتور گرافیکی تمرکز کرده‌اند. بر این اساس پیش‌بینی می‌کنم که رشد ای.ام.دی بسیار بیشتر از آنی است که در جدول می‌بینید.
درباره خرید، توصیه ویژه‌ای ندارم فقط بر این نکته تاکید می‌کنم که انتخاب‌های بهتری در وادی ای.ام.دی در اختیار خریدار است که صرفه اقتصادی بیشتری هم دارد.

و آخر اینکه
اگر آنچه بزرگان گفته‌اند عملی شود، از یکی دو سال دیگر خبری از کارت‌های گرافیکی ارزان‌تر از ۱۰۰ دلار نخواهد بود، چرا که موتورهای گرافیکی موجود در بطن پردازنده‌ها به همان اندازه قوی‌تر می‌شوند. پس جدال در بخش بالادستی بازار کارت‌های گرافیکی تشدید می‌شود. ان‌ویدیا بازیگر خوبی در این بخش از بازار است، اما ای.ام.دی را نیز نباید دست‌کم گرفت. به‌طور کلی بدانید که ای.ام.دی از یک منظر کابوس رقباست، چرا که قابلیت عجیب و غریبی در کاهش محسوس  قیمت محصولات دارد. ای.ام.دی با همین توانمندی، اینتل را کنترل و ان‌ویدیا را کلافه کرده است. خلاصه اینکه بازار محصولات گرافیکی در دو سه سال آتی چنین خواهد شد که یا ای.ام.دی را نیست و نابود می‌کنند، یا ای.ام.دی به سرور مطلق تبدیل خواهد شد.
به‌تصورم اگر تصمیم به خریدی چیزی دارید این نکات را مد نظر داشته باشید!

دوربین عکاسی آماتوری فاخر یا سوپرزوم؟ مسأله این است!

دوستانی که طالب خرید دوربین عکاسی باکیفیت هستند، اما نمی‌خواهند یا نمی‌توانند دوربین عکاسی حرفه‌ای (DSLR) ابتیاع کنند چاره‌ای ندارند جز انتخاب مدل مطلوب از میان دوربین‌های آماتوری اشرافی (Enthusiast) و مدل‌های سوپرزوم (Superzoom) که گاهی شبه‌حرفه‌ای (DSLR-Like) خوانده می‌شوند. مدل‌های فاخر با مدل‌های سوپرزوم سه تفاوت اصلی دارند. مدل‌های فاخر و سوپرزوم از منظرهای متفاوت، شباهتی مختصر با دوربین‌های حرفه‌ای (DSLR) دارند. مدل‌های فاخر از نظر ابعاد حسگر، قیمت و البته کیفیت تصاویر و مدل‌های سوپرزوم از نظر بزرگ‌نمایی نوری و برخی امکانات جانبی با مدل‌های حرفه‌ای شباهت دارند. برای فردی که عکاسی حرفه‌ای را دنبال می‌کند، هیچ‌یک از گونه‌های فاخر و سوپرزوم جذابیت ندارد. این مدل‌ها در دسته دوربین‌های آماتوری قرار دارند و جز قیمت، از شرایط حاکم بر آن تبعیت می‌کنند. و اما بعد…

قیمت
مدل‌های فاخر و سوپرزوم گران‌ترین دوربین‌ها را در بازار دوربین‌های آماتوری دارند و البته مدل‌های فاخر در قیاس با مدل‌های سوپرزوم گران‌تر هستند. به‌طور مثال مدل PowerShot G12 به‌عنوان فاخرترین دوربین آماتوری کانون بین ۶۰۰ تا ۶۵۰ هزار تومان قیمت دارند، حال آنکه مدل PowerShot SX30 IS به‌عنوان جدیدترین محصول کانون در دسته دوربین‌های سوپرزوم بین ۵۳۰ تا ۵۶۰ هزار تومان قیمت دارد. همین نسبت بین مدل‌های دیگر برقرار است. مدل‌های G11 و SX20 IS که در حال خروج از بازار هستند حوالی ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومان تفاوت قیمت دارند.

ابعاد حسگر
جهت یادآوری می‌گویم که حسگرهای CCD گران‌ترین جزء دوربین‌های دیجیتال آماتوری محسوب می‌شوند و هر چه مساحت حسگر بیشتر باشد، کیفیت تصاویر بالاتر و قیمت محصول گران‌تر خواهد شد. متوسط مساحت حسگرهای مورد استفاده در مدل‌های فاخر ۴۲ میلی‌مترمربع است و متوسط مساحت حسگرهای مورد استفاده در مدل‌های سوپرزوم از ۲۸ میلی‌مترمربع فراتر نمی‌رود، یعنی مساحت حسگر مدل‌های فاخر ۵۰ درصد بزرگ‌تر از مدل‌های سوپرزوم است. جالب این است که تعداد پیکسل‌های مدل‌های فاخر در حالت معمول کمتر از مدل‌های سوپرزوم است. به‌طور مثال؛ حسگر مدل فاخر PowerShot S95 شرکت کانون ۴۱ میلی‌متر مربع مساحت دارد و از ۱۰.۴ میلیون پیکسل تشکیل شده است و در مقابل حسگر مدل سوپرزوم PowerShot SX30 IS شرکت کانون ۲۸ میلی‌متر مربع مساحت دارد و از ۱۴.۶ میلیون پیکسل تشکیل شده است. یعنی در هر میلی‌متر مربع حسگر مدل S95 حدود ۲۴۸ هزار پیکسل و در هر میلی‌متر مربع حسگر SX30 IS حداقل ۵۲۲ هزار پیکسل جا خوش کرده‌اند. نتیجه آن می‌شود که پیکسل‌های مدل فاخر S95 بزرگ‌تر هستند و نور بیشتری دریافت می‌کنند و کیفیت تصویرشان بالاتر و مشکلات‌شان کمتر است.

بزرگ‌نمایی نوری
بزرگ‌نمایی نوری دوربین‌ترین مدل فاخر از هفت برابر فراتر نمی‌رود. حال آنکه بزرگ‌نمایی معمولی‌ترین مدل سوپرزوم موجود در بازار کمتر از ۱۸ برابر کمتر نیست. یعنی با مدل‌های سوپرزوم می‌توان از اهداف دورتر عکاسی کرد. بالاترین بزرگ‌نمایی با ۳۵ برابر به مدل SX30 IS تعلق دارد. یعنی متوسط بزرگ‌نمایی نوری مدل‌های سورزوم پنج تا شش برابر مدل‌های فاخر است. اما بدانید که عکاسی از اهدافی که دورتر هستند همراه با افت کیفیت تصویر همراه است، چرا که نور کمتری از هدف به حسگر می‌رسد. نور کمتر یعنی افزایش اختلال و در این مواقع، فرکانس دریافتی حسگر جابجایی مختصری پیدا می‌کند و تغییر موقعیت دوربین می‌تواند موجب تغییر در رنگ‌ها شود.

نتیجه‌گیری اخلاقی!
مدل‌های سوپرزوم مانند Panasonic Lumix Fz38 یا Canon PowerShot SX20 IS و PowerShot SX30 IS به دوستانی توصیه می‌شود که دوربین همه‌کاره و خوش‌قیمتی را جستجو می‌کنند که برای عکاسی در محیط‌های باز و بسته مناسب باشد. مدل‌های فاخر مانند Canon PowerShot S95 و Panasonic Lumix LX5 به رفقایی توصیه می‌شود که بی‌خیال عکاسی از فاصله دور شده‌اند و دوربینی سبک‌وزن را جستجو می‌کنند که اگرچه گران‌تر از مدل‌های سوپرزوم است، اما تصاویری با کیفیت بالا و فرمت غیرفشرده (RAW) تهیه می‌کند و امکانات فیلم‌برداری بهتری دارد. وزن قاطبه مدل‌های فاخر کمتر از ۲۰۰ گرم است و از کارت حافظه SDXC هم پشتیبانی می‌کنند. وزن مدل‌های سوپرزوم کمتر از ۴۰۰ گرم نیست و از SDXC پشتیبانی نمی‌کنند. همین!

تعبیه تاندربولت در بطن آی‌مک‌های اپل

بدانید بد نیست که اپل تکانی به خود داده و مشخصات فنی برخی مدل‌های خانواده آی‌مک را بروز کرده است. مدل‌های آی‌مک ۲۰۱۱ در دو اندازه ۲۱.۵ اینچی و ۲۷ اینچی همراه با با پردازنده‌های چهارهسته‌ای سندی‌بریجی و کارت گرافک خانواده HD 6000  ای.ام.دی عرضه می‌شوند. مدل ۲۱.۵ اینچی از رزولوشن ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ و دیگری از رزولوشن ۲۵۶۰ در ۱۴۴۰ پشتیبانی می‌کنند و چهار گیگابایت حافظه DDR3 و دو ترابایت هارددیسک دارند و از کارت‌های SDXC پشتیبانی کرده، اما از رابط سریع‌السیر USB 3.0 و درایو نوری بلو-ری پشتیبانی نمی‌کنند و مدل ۲۱.۵ اینچی حوالی ۱۲۰۰ و دیگری حوالی ۲۰۰۰ دلار قیمت دارند.

و آنگاه پلاترهای یک ترابایتی!

سی‌گیت بزرگ که در حال حاضر در رتبه دوم صنعت هارددیسک قرار گرفته است، پلاترهای حجیمی برای تولید هارددیسک‌های چند ترابایتی تولید کرده است که یک ترابایت ظرفیت دارد و به سازندگان اجازه می‌دهد تا بسته به تعداد پلاترها بتوانند هارددیسک‌های چهار و پنج ترابایتی تولید کنند. پلاتر ۳.۵ اینچی سی‌گیت حوالی ۱۲ گیگابایت داده را در یک سانتی‌متر مربع ذخیره می‌کند. از قرار معلوم مدل‌های قابل‌حمل GoFlex با رابط سریع‌السیر USB 3.0 اولین محصولی است که از این پلاترها استفاده خواهد کرد. هارددیسک‌های ۳.۵ اینچی اراکودا نیز عن‌رقیب با ظرفیت‌های یک تا چهار گیگابایت راهی بازار خواهند شد. درباره قیمت نپرسید که نمی‌دانم!

عرضه سریع‌ترین پردازنده ای.ام.دی

مدل‌های مشکی‌پوش (Black Edition) خانواده Phenom II موجب شده تا ای.ام.دی طراحی مدل‌های سریع‌تر را پیش از عرضه همه‌جانبه پردازنده‌های فیوژنی در دستورکار قرار دهد. مدل چهارهسته Phenom II X4 980 BE که از هسته پردازشی ۶۴ بیتی دنب (Deneb) بهره می‌برد با فرکانس ۳.۷ گیگاهرتز، سریع‌ترین پردازنده کنونی ای.ام.دی است و مدلی ایده‌آل برای علاقمندان اورکلاک قلمداد می‌شوده با قیمت ۱۹۵ دلار در بازار توزیع شده است. هر هسته این پردازنده ۵۱۲ کیلوبایت حافظه سطح یک (Cache L1) و شش مگابایت هم به‌عنوان حافظه عام سطح سه دارند. مرکز کنترل پردازنده از حافظه‌های دو کاناله DDR2 و DDR3 پشتیبانی کرده و اگرچه این پردازنده برای سوکت AM3 عرضه شده، اما با سوکت AM2+ نیز سازگار است!

مینی‌دسک‌تاپ جدید شاتل!

این موجود جدیدی که شاتل عرضه کرده، مصداقی است عینی برای مثل فلفل نبین چه ریزه، بریز تو آبگوشت وانگهی دریا شود!
مینی‌دسک‌تاپ جدید شاتل که SX58H7 Pro نام دارد، همین ماه گذشته بود که اینتل رابط جدید تاندربولت (TB) را برای رقابت با رابط  نام دارد از چیپ‌ست اشرافی Intel X58 بهره می‌برد و از تمامی پردازنده‌های Core i7 با سوکت LGA-1366 پشتیبانی می‌کند. دو شکاف PCIe x16 برای کارت گرافیک و یک شکاف Mini PCIE x1 برای افزودن کارت‌های جانبی دارد و انواع پورت‌های USB 2.0 و USB 3.0 و SATA 3 و eSATA برخوردار است و دو پورت شبکه یک گیگابیت دارد. خلاصه بگویم که شاتل نیم‌چه سروری در ابعاد یک مکعب ۲۰ در ۲۰ در ۳۰ سانتی‌متر تولید کرده است.

گیگابابت هم بعــــله!

بالاخره نمردیم و چشم‌مان به جمال دیگر محصولات گیگابایت هم روشن شد. راستش شنیده بودم که گیگابایت کامپیوتر مجتمع (All In One) هم تولید می‌کند، اما از تولید هارددیسک‌های اکسترنالش بی‌خبر بودم. از کارایی هارددیسک‌های ۳۲۰ تا ۷۵۰ گیگابایتی گیگابایت بی‌خبرم از خدا وکیلی ظاهر کلاسیک جالبی دارند این مدل‌ها. کامپیوتر مجتمع این شرکت هم از پردازنده‌های سندی‌بریجی با سوکت LGA-1155 بهره می‌برد و از پورت‌های جدید پشتیبانی می‌کند. هر چند اپل با آی‌مک‌هایش، پیشتاز این بازار است اما عدم امکان ارتقا قطعات سخت‌افزاری آی‌مک موجب دل‌زدگی بسیاری از مشتریان اپل شده است که و تعداد قابل توجهی از همین خریداران به سوی مدل‌های مشابهی که توسط امثال گیگابایت تولید می‌شود جلب شوند!

سهم فروش هارددیسک در عالم!

هفته گذشته مطلبی درباره شرایط بازار جهانی هارددیسک‌ها در صفحه بازار منتشر شد و شرایط کنونی صنعت سیستم‌های ذخیره‌سازی مغناطیسی را پس از ادغام وسترن‌دیجیتال با هیتاچی و سی‌گیت با سامسونگ و توشیبا با فوجیتسو مرور کرد، اما آمار دقیق ارایه نشد و گفتم تا اساس موضوع از خاطرات پاک نشده، مختصر در این‌باره صحبت کنم. آخرین آماره حکایت از سهم پنجاه درصدی وسترن‌دیجیتال جدید دارد. در سال ۲۰۱۰ میلادی حوالی ۶۵۲ میلیون قطعه هارددیسک فروخته شده است که سهم هیتاچی ۱۱۵.۸ میلیون قطعه، وسترن‌دیجیتال ۲۰۳.۷ میلیون قطعه و سی‌گیت ۲۶۱.۲ میلیون قطعه است. از این‌رو وسترن‌دیجیتال جدید بالغ بر ۳۲۰ میلیون قطعه هارددیسک فروخته است و ۵۰ درصد بازار و سی‌گیت جدید هم ۴۰ درصد بازار هارددیسک‌ رادر اختیار دارند. همین!

استیصال اینتل در توسعه اتم

در اواخر پاییز سال جاری شاهد حضور نسل دیگری از پردازنده‌های ضعیف‌الجثه اتم خواهیم بود که با تکنولوژی ساخت ۳۲ ناومتری تولید می‌شوند و سرعت فرکانس‌شان بالا رفته و مصرف انرژی‌شان کاهش یافته است و برخی از مدل‌ها از تکنولوژی HyperThreading و DirectX 10.1 پشتیبانی می‌کنند. بازار می‌گوید که بهترین پردازنده‌های کنونی اتم حریف معدود پردازنده‌های جدید ای.ام.دی با معماری باب‌کت (Bobcat) نیستند، پس اینتل چه می‌کند؟
نکته جالب این است که مدل‌های ای.ام.دی بین ۵ تا ۸ وات و اتم‌های آتی اینتل بین ۱۰ تا ۱۳ وات انرژی مصرف می‌کنند که برای لپ‌تاپک‌ها بسیار زیاد است. خلاصه بگویم که اینتل اگر دیر بجنبد بازی در میدان پردازنده‌های فوق کم‌مصرف را به ای.ام.دی باخته است

آغاز عرضه مادربردهای AM3+

شرکت اسوس با معرفی مادربرود M5A99X EVO باب تولید مادربردهای سازگار با سوکت AM3+ را باز کرد. محصول جدید اسوس از چیپ‌ست فاخر AMD 990X و البته چیپ‌ست فرعی SB950 استفاده می‌کند و از پردازنده‌های هشت، شش و چهار‌هسته‌ای AMD FX پشتیبانی می‌کند،‌درواقع این مادربورد به‌طور اختصاصی برای پردازنده‌های FX طراحی شده است. نکته جالب این مادربرود، استفاده از UEFI به جای BIOS سنتی است. چیپ UEFI دو امکان ویژه دارد. اول اینکه قادر به بارگزاری سیستم‌عامل از هارددیسک‌های حجیم‌تر از ۲.۲ ترابایت است و دوم اینکه از رابط کاربری گرافیکی برخوردار است و از ماوس پشتیبانی می‌کند. مدل M5A99X EVO دو سه هفته دیگر در بازار توزیع می‌شود و از قیمتش بی‌خبرم، اما فکر نمی‌کنم کمتر از ۳۰۰ دلار باشد!