بایگانی

بایگانی برای دسته ‘راهنمای خرید’

درباره کارت‌های حافظه Secure Digital بیشتر بدانیم!

تا پنج سال پیش حوالی چهار پنج فرمت متفاوت از کارت‌های دیجیتال حافظه فلش در بازار توزیع می‌شد و خریدار هم داشت، اما جدال پنهانی میان فرمت‌های گوناگون در جریان بود که سرانجام نمایان شد و شرایطی را موجب شد که کارت‌هایی که ضعفی، محدودیتی، چیزی داشتند از گردونه خارج شدند. گمان نمی‌کنم که چشم و گوش خریدار کنونی با فرمت‌های xD picture یا SmartMedia آشنا باشد. توشیبا چهار سالی می‌شود که از فرمت SmartMedia دست شسته است و دو سال پیش بود که بالاخره المپیوس و فوجی‌فلیم به توقف توزیع فرمت xD Picture رضایت دادند و دوربین‌های دیجیتال‌شان را با پشتیبانی از فرمت‌های SD و MMC روانه بازار کردند.
هم‌اکنون چهار فرمت حافظه SD و MMC و MS و CF زنده هستند. کارت‌های MMC که مخفف MultiMediaCard هستند عن‌قریب است که از بازار خارج شوند. البته گونه‌های جدید MMC قابلیت‌های فوق‌العاده‌ای دارند، اما سازگاری چندانی با دستگاه‌های دیجیتال ندارند. نه اینکه نخواهند سازگار باشند، بلکه سازندگان محصولات دیجیتالی تمایل چندانی به پشتیبانی از این فرمت ندارند. شنیده‌ام که تولید کارت حافظه MMC متوقف شده است. راست و دروغش را نمی‌دانم، اما فرمت MMC را بی‌خیال شوید!
می‌ماند Memory Stick جناب سونی که مانند گذشته‌ها رجزخوانی نمی‌کند و دریافته است که اگر بر انحصارگرایی سونی برای استفاده از کارت‌های حافظه MS اصرار کند، قافیه را به خاندان SD باخته است. چنین است که در دوربین‌های جدیدی که روانه بازار کرده، علاوه بر فرمت MS از فرمت حافظه SDHC نیز پشتیبانی می‌کند. شک نداشته باشید که گونه‌های متفاوت خاندان MS اعم از MS pro و MS Duo رشدی نخواهد داشت و رفتار سونی در پشتیبانی از فرمت SD بی‌شک بازار فرمت MS را محدودتر خواهد کرد. به‌بیان دیگر؛ سونی می‌داند که کارت‌های حافظه فلش خاندان Memory Stick توان رقابت با خاندان SD را ندارند و ظرف سال‌های آتی از بازار خارج خواهند شد. البته سونی علاقه دارد تا آنجا که ممکن است از ظرفیت بازار برای فروش کارت‌های MS استفاده کند که این کار را خواهد کرد. پس اگر مجبور نیستید، یعنی سونی مجبورتان نکرده، خرید کارت‌های خاندان Memory Stick را بی‌خیال شوید. چرایی‌اش را خواهم گفت!

مشاهده متن کامل …

پردازنده‌هایی که خریدشان روح بشر را رستگار می‌کند!

چند صباحی که درباره پردازنده‌ها صحبت نکرده‌ام. چرایی‌اش بماند برای بعد، اما گفتم حالا که امتحانات قاطبه دوستان تمام شده، بد نیست چهار پنچ پردازنده مناسب برای بازی را معرفی کنم. بازی‌ها همواره آزمون‌های درست و درمانی برای سنجش کارایی پردازنده‌ها هستند. البته این موضوع همواره صادق نیست و برخی پردازنده‌ها اگر کارایی فوق‌العاده‌ای در بازی‌ها نشان می‌دهند، اما برای انجام برخی کاربری‌های خاص مناسب نیستند و بالعکس. یعنی برخی پردازنده‌ها اگرچه مایه شرمندگی سازنده در اجرای بازی‌های معمولی هستند، اما برای برخی کاربری‌ها لنگه ندارند. سال‌های سال است که Core 2 Quad Q6600 را مثال می‌زنم که پرمصرف است و در بازی‌ها آبروی هر موجود چهارهسته‌ای را در باد می‌دهد، اما نعمتی بی‌مثال برای کاربرانی است که در زمینه پردازش صدا فعالیت می‌کنند. پس اگر کاربری ویژه‌ای در ذهن ندارید و کارتان با دستگاه منحصر به بازی و کار گرافیکی با امثال فتوشاپ و وب‌گردی و کار با نرم‌افزارهای اداری و برنامه‌های شناخته‌شده است، بدانید که بازی‌ها، آزمون فوق‌العاده‌ای برای سنجش کارایی پردازنده‌ها هستند. این نکته را بگویم و اصل مطلب را آغاز کنم که کیفیت اجرای برخی نرم‌افزارها رابطه مستقیمی با مشخصات فنی پردازنده دارد. به‌طور مثال فرکانس پردازنده برخی نرم‌افزارها از اساس اهمیت ندارد و تعداد هسته پردازشی اولویت دارد، حال آنکه مدلی دوهسته‌ای با فرکانس بالا برای برخی دیگر از نرم‌افزارها بر مدلی چهارهسته‌ای با فرکانس متوسط اولویت دارد. آنچه در ادامه می‌خوانید، پردازنده‌هایی هستند که نتایج فوق‌العاده‌ای در آزمون بازی کسب کرده‌اند و برای عشاق بازی و البته کاربران عام توصیه می‌شوند.

مشاهده متن کامل …

صرفه و صلاح در خرید ذخیره‌سازها

به نظر شما هارددیسک ۳.۵ اینچی ۵۰۰ گیگابایت که بین ۵۰ تا ۵۸ هزار تومان قیمت دارد ارزان‌تر است یا مدل یک ترابایتی که بین ۷۰ تا ۷۷ هزار تومان قیمت دارد؟
در نگاه اول بدیهی است که برای ابتیاع مدل ۵۰۰ گیگابایت هزینه کمتری باید پرداخت کرد، اما اگر دقیق‌تر شویم و خرید هارددیسک را بر اساس قیمت هر گیگابایت بررسی کنیم مشخص می‌شود که خرید مدل یک ترابایتی به صرفه و صلاح خریدار است. چرا؟
اگر قیمت را به تومان بر ظرفیت به گیگابایت تقسیم کنید، قیمت یک گیگابایت هارددیسک حاصل می‌شود. بر این اساس متوسط قیمت یک گیگابایت برای هارددیسک ۵۰۰ گیگابایتی ۱۱۰ تومان، برای مدل یک ترابایتی حوالی ۷۵ تومان و برای مدل دو ترابایتی حدود  65 تومان است. از این‌رو؛ مدل دو ترابایتی ارزان‌ترین هارددیسک موجود در بازار است. اما توجه همین پارامتر برای خرید کفایت نمی‌کند. برای خرید لازم قانون نانوشته دیگری هم رعایت شود که می‌گوید باصرفه‌ترین هارددیسک، همان است که حداکثر ۵۰ درصد گران‌تر از قیمت مدل پایه بازار باشد. مدل‌های ۵۰۰ گیگابایت را باید مدل پایه بازار قلمداد کنیم  که به‌طور متوسط ۵۵ هزار تومان قیمت دارد. پس بهترین مدل نباید از ۷۸ هزار تومان گران‌تر باشد. از این‌رو؛ مدل‌های یک ترابایتی باصرفه‌ترین برای مشتری هارددیسک محسوب می‌شوند. وحی منزل نیست، اما قانون ونانوشته دیگری هم هست که می‌گوید هنگامی اقدام به خرید هارددیسک حجیم کنید که حداکثر ۳۰ درصد بیش از قیمت هارددیسک باصرفه بازار قیمت داشته باشد. اگر مدل یک ترابایتی را هارددیسک باصرفه کنونی فرض کنیم، انتخاب دوم باید کمتر از ۱۰۰ هزار تومان قیمت داشته باشد. از این‌رو؛ خرید مدل‌های دو ترابایتی صرفه اقتصادی ندارد. اگر خرید این مدل را در نظر دارید‌، اندکی صبر پیشه کنید تا قیمت‌شان تا نزدیکی‌های ۱۰۰ هزار تومان کاهش پیدا کند. به‌گمانم با کاهش نرخ ارز و افزایش تقاضا، افت قیمت هارددیسک چندان دور نیست!

هارددیسک‌های ۲.۵ اینچی قابل‌حمل
همان قاعده بالا رادر انتخاب مدل‌های قابل‌حمل می‌توان استفاده کرد، با این تفاوت که تفاوت قیمت برندها در این حوزه بیشتر است و باید که افزایش قیمت محصول به دلیل استفاده از رابط سریع‌السیر USB 3.0 را نیز لحاظ کرد. به‌طور سنتی قیمت مدل‌های اکسترنال ۳.۵ اینچی حداکثر ۵۰ درصد گران‌تر است از قیمت مدل‌های ۳.۵ اینچی معمولی که در بطن دسک‌تاپ‌ها نصب می‌شوند. بازار کنونی به‌شکلی نیم‌بند از این قانون تبعیت می‌کنند و مدل‌های اکسترنال حوالی ۵۰ تا ۷۰ درصد گران‌تر از مدل‌های معمولی عرضه می‌شوند. این قاعده در رابطه با هارددیسک‌های دو تراباتی بهتر رعایت می‌شود. ارزان‌ترین هارددیسک اکسترنال ۳.۵ اینچی با حجم دو ترابایت حوالی ۱۴۰ هزار تومان قیمت دارد که راستش برای ابتیاع توصیه می‌شود. بازار هارددیسک‌های اکسترنال مدل‌هایی با حجم‌های ۷۵۰ گیگابایت و ۱.۵ ترابایت هم دارد. توزیع قیمت مدل‌های اکسترنال قابل‌حمل (۲.۵ اینچی) به گمانم بهتر است و مدل‌ها را منصفانه‌تر قیمت‌گذاری کرده‌اند. شرایط بازار که به ثبات برسد، شک ندارم که قیمت‌ها روند نزولی‌شان را آغاز خواهند کرد. مدل‌هایی که با رابط سریع‌السیر USB 3.0 عرضه شده‌اند، مدت‌هاست که افت قیمت نداشته‌اند. افزایش فروش مادربوردها و لپ‌تاپ‌هایی که از رابط USB 3.0 پشتیبانی می‌کنند بدون‌شک تاثیر مثبتی بر بازار هارددیسک‌های اکسترنال USB 3.0 خواهد داشت. به‌گمانم روند افزایش تقاضا برای این‌قبیل هارددیسک‌ها از نیمه سال آغاز شود. تا اطلاع ثانوی استفاده از همان مدل‌های USB 2.0 برای کاربرانی که نبادل محدود داده دارند کفایت می‌کند. اما دوستانی که حجم قابل توجهی از داده را به‌طور روزانه با هارددیسک اکسترنال مبادله می‌کنند به خرید مدل‌های USB 3.0 ترغیب می‌کنم. بدانید که گران می‌خرید، اما ارزشش را دارد.

و کلام آخر اینکه…
درایوهای جامد بازار مختصر و مفیدی در داخل کشور دست و پا کرده‌اند، اما خریدشان تا اطلاع ثانوی برای مصرف‌کننده عام توصیه نمی‌شود. حتی برخی افراد حرفه‌ای در عوض خرید درایو جامد، از هارددیسک‌های سریع با تکنولوژی RAID استفاده می‌کنند. پرداخت ۲۰۰ هزار تومان برای ابتیاع مدل ۴۰ گیگابایتی برای عامه کاربران قابل تصور نیست. اما هستند کاربران حرفه‌ای که به دلایل فنی نیاز به این‌قبیل قطعات دارند.
و آخر اینکه اگر تغییری چیزی در این بازار حادث شد، بی‌خبرتان نخواهم گذاشت!

زمان مناسب برای خرید تبلت!

گام‌های سه‌گانه خرید محصولات دیجیتال را به‌طور کلی و پارامترهای نیمه‌عمر و ماندگاری محصولات را هفت شت ماه پیش به‌طور کامل مورد بحث قرار دادم. اگر حوصله خواندن کامل مقاله‌ها را دارید که به آرشیو هفته‌نامه یا آی.تی.باز مراجعه کنید و اگر نه، خلاصه می‌گویم که خرید آدمیزادی محصولات دیجیتالی باید در سه گام نیازسنجی، امکان‌سنجی و عملیات خرید دنبال شود. گام نیازسنجی یعنی تشخیص نیازمندی به امکانات دیجیتال. در این مرحله لزومی به شناسایی تجهیزات نیست و صرفا باید نیازمندی‌ها تمرکز کرد. گام امکان‌سنجی یعنی بررسی امکانات موجود در بازار و تطابق آنها با نیازها. در این مرحله است که خریدار سعی می‌کند تا نیازهای خود را با تجهیزات موجود در بازار وفق دهد. گام سوم که البته پیچیده‌تر از گام‌های پیشین است، عملیات خرید نام دارد و مرحله‌ای است که خریدار داستان ما باید از تاکتیک‌های متفاوت برای انجام بهترین خرید کمک بگیرد. دو پارامتر نیمه‌عمر و ماندگاری در گام سوم معرفی شد. نیمه‌عمر اول برابر است با فاصله زمانی ورود محصول به بازار تا اولین کاهش محسوس قیمت و همین‌طور نیمه‌عمر دوم محصل دیجیتال از پایان نیمه‌عمر اول آغاز و تا کاهش دوباره محسوس قیمت امتداد خواهد داشت و الی آخر. ماندگاری هم مجموع چند دوره نیمه‌عمر است تا زمانی که محصول از بازار خارج شود. مدت‌زمان نیمه‌عمرهای متوالی هر محصول لزوما برابر نیستند. به‌شکل تجربی می‌گویم که اگر محصولات دلخواه‌تان را در دوره دوم و سوم نیمه‌عمر خریداری کنید، خیر دنیا و آخرت را نصیب خواهید برد. البته این گفته وحی منزل نیست و شرایط گاه دوره چهارم یک محصول خاص را در وضعیت بهینه قرار می‌دهد. البته کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کند و ضرر نمی‌کنید اگر از خرید محصولات در نیمه‌عمر اول‌شان صرف نظر کنید و این را مد نظر داشته باشید که تمام گفته‌های بالا استثناپذیر هستند!
پارامتر ماندگاری را نیز می‌توان دو گونه تعریف کرد. اول؛ ماندگاری محصول در بازار است و دوم؛ ماندگاری در مصرف. ماندگاری در بازار یعنی مدتی که محصول هواخواه دارد و به سادگی قابل ابتیاع است. بدیهی است که ابتیاع محصولات مانده، به صرفه و صلاح خریدار نیست، مگر خلافش ثابت شود. مدت‌زمان ماندگاری محصولات دیجیتال از قانون مشخصی تبعیت نمی‌کنند. ماندگاری در مصرف با ماندگاری در بازار از اساس تفاوت دارد. اگر مفهوم ماندگاری در بازار به زمانی اشاره می‌کند که محصولی مورد توجه و اقبال جمع زیادی از مخاطبان است، ماندگاری در مصرف به مدتی زمانی اشاره دارد که محصول خریداری شده می‌تواند نیازهای کاربر را تأمین کند. ماندگاری در مصرف مترادف با عمر مفید محصول است. دانستن نیمه‌عمر و پیش‌بینی ماندگاری محصولات موجب می‌شود که خریدار هزینه کمتری صرف کند و محصولی با عمر مفید بیشتر در اختیار بگیرید. اما تشخیص نیمه‌عمر نیازمند آشنایی مختصر خریدار با تکنولوژی و شرایط بازار دارد. تشخیص نیمه‌عمر محصول شاید برای یک دستگاه یا قطعه خاص، ساده باشد، اما گاهی برای محاشبه تلویحی نیمه‌عمر و ماندگاری محصولات دیجیتالی لازم است تا نیمه‌عمر تکنولوژی‌های مورد استفاده در آن محصول نیز ارزیابی شود. در ادامه؛ چگونگی تخمین نیمه‌عمر تبلت‌ها را بررسی می‌کنیم.

مشاهده متن کامل …

پرسش‌ها و پاسخ‌ها درباره خرید دوربین عکاسی دیجیتال آماتوری!

۷ خرداد ۱۳۹۰ یک دیدگاه

دو سه هفته‌ای می‌شود که درباره دوربین‌های عکاسی دیجیتال صحبت می‌کنیم و بد ندیدیم تا موضوع خرید دروبین عکاسی دیجیتال را به‌صورت طرح پرسش و ارایه پاسخ آدمیزادی دنبال کنم. گفتم شاید این شیوه مطلوب برخی از مخاطبان باشد. و اما بعد…

آیا بزرگ‌نمایی دیجیتال عامل مهمی در انتخاب دوربین است؟
به‌صراحت نمی‌توان بگویم نه، اما به‌طور کلی بزرگ‌نمایی دیجیتالی را جدی نگیرید. اگر بزرگ‌نمایی را مهم می‌دانید فقط و فقط باید بر بزرگ‌نمایی نوری (Optical zoom) متمرکز شوید که موضوع عکاسی را به‌شکل طبیعی و با کمک لنزهای گوناگون نزدیک‌تر نشان می‌دهد. بزرگ‌نمایی دیجیتالی در واقع بزرگ‌نمایی نرم‌افزاری است و اگر این‌کاره باشید، می‌توانید چیزی شبیه به بزرگ‌نمایی دیجیتالی دوربین‌ها را با نرم‌افزارهای ویرایش تصویر مانند فتوشاپ شبیه‌سازی کنید. دوربین‌های دیجیتال از الگوریتم‌های ریاضی پیچیده استفاده می‌کنند و بین خودمان بماند بزرگ‌نمایی دیجیتالی دوربین‌های درست و درمان به‌طور معمول کمتر از چهار برابر (۴x) است. البته جناب سونی بزرگ‌نمایی ۱۰ برابر را در برخی مدل‌ها ارایه کرده است که راستش را بخواهید ویژگی خاصی قلمداد نمی‌شود و بی‌خیالش شوید. البته بزرگ‌نمایی دیجیتالی تا چهار برابر ضرر ندارد!

بزرگ‌نمایی نوری چه مقدار باید باشد؟
مقدار بزرگ‌نمایی نوری رابطه مستقیمی با کاربری شما دارد. اگر بیشتر در محیط باز عکاسی می‌کند و عاشق ثبت منظره‌های رویایی از فاصله‌های دور هستید بی‌شک نباید بزرگ‌نمایی نوری دوربین شما از ۱۵ برابر کمتر باشد. مقدار بزرگ‌نمایی نوری در جدول مشخصات فنی دوربین‌ها به دو شکل نمایش داده می‌شود. در ابتدا؛ اصطلاح بزرگ‌نمایی نوری (Optical zoom) را جستجو کنید. مقدار به صورت ضریب نشان داده می‌شود. اگر مورد قبل را پیدا نکردید، عنوان فاصله کانوی (Focal Length) را کنکاش کنید. لنز دوربین را که عقب و جلو می‌کنید در واقع فاصله کانونی دوربین را به‌طور فیزیکی تغییر می‌دهید. حداقل و حداکثر میزان فاصله کانونی در جدول مشخصات فنی دوربین‌ها با دو عدد مشخص می‌شود. فاصله کانونی حداقلی یعنی حالتی که لنز به‌طور کامل جمع شده است در قاطبه دوربین‌های آماتوری بین ۲۴ تا ۲۸ میلی‌متر است. فاصله کانونی حداکثری یعنی حالتی که لنز به‌طور کامل باز شده همان است که مقدار بزرگ‌نمایی نوری را مشخص می‌کند. جدول شماره ۱ رابطه فاصله کانونی حداکثری را با بزرگ‌نمایی نوری نشان می‌دهد.

تفاوت بزرگ‌نمایی نوری دوربین‌های آماتوری موجب تغییر کاربری می‌شود. روال مشخصی بین عالمان این وادی برای دسته‌بندی دوربین‌ها بر اساس بزرگ‌نمایی نوری وجود ندارد، می‌توان تمامی دوربین‌های آماتوری رادر سه دسته جمع و جور کر. شاید چهار دسته شاید بهتر باشد و البته پنج دسته دقیق‌تر خواهد بود. در این نوشتار؛ دوربین‌های آماتوری بر اساس ویژگی بزرگ‌نمایی نوری در سه دسته قرار داده شده است. جهت پرهیز از اطاله کلام؛ ‌ویژگی‌های مترتب بر دسته‌های سه‌گانه در جدول شماره ۲ گردآوری شده است.

استفاده از مدل‌هایی که بزرگ‌نمایی نوری بالاتری دارند لزوما موجب افزایش کیفیت عکس‌ها نمی‌شوند. برای افزایش کیفیت عکس‌ها باید از حسگرهای بزرگ‌تر استفاده کرد. جالب این است که افزایش بزرگ‌نمایی گاهی موجب افت کیفیت عکس‌ها می‌شود، چرا نور کافی از فاصله‌های به حسگر نمی‌رسد. می‌دانم که گوش برخی خوانندگان بدهکار اینحرف نیست و همچنان فکر می‌کنند که کیفیت عکس‌های دوربینی که بزرگ‌نمایی بیشتری دارد بهتر است!

آیا می‌توان با دوربین‌هایی که از حسگرهای CMOS استفاده می‌کنند عکس‌های باکیفیتی تهیه کرد؟
حسگرهای جدید CMOS   هیچ نسبتی با حسگرهای بدوی CMOS ندارند که در دوربین‌های مادون ارزان تعبیه شده بودند. صرف‌نظر از مدل‌های مادون ارزان، از حسگرهای CMOS و CCD در بطن دوربین‌ها استفاده می‌شود. جالب این است که تولید حسگرهای CMOS هزینه بیشتری بر گرده سازنده تحمیل می‌کند و در مدل‌های فاخر و مدل‌های حرفه‌ای استفاده می‌شود. حسگرهای CMOS  انرژی کمتری مصرف می‌کنند و گزینه مناسب‌تری برای عکاسی سریع هستند. از نظر کیفیت عکاسی حرف و حدیث‌های بسیاری درباره برتری CMOS بر CCD و بالعکس مطرح شده است، اما به قطعیت نرسیده است و بهتر است این‌گونه فرض کنید که کیفیت عکاسی این حسگرها تفاوت فاحشی ندارد. نکته دیگر اینکه المپیوس و پاناسونیک از حسگرهای دیکری با نام MOS استفاده می‌کنند که فامیل دور حسگرهای CMOS هستند. همچنین شرکت نیکون در برخی مدل‌ها از حسگرهای BSI-CMOS استفاده می‌کند که گونه‌ای از حسگرهای CMOS است. خلاصه اینکه حسگرهای آدمیزادی CMOS برای استفاده توصیه می‌شود.

نمایشگر دوربین چه ابعادی باید داشته باشد؟
متاسفانه منظره‌یاب (Viewfinder) از قاطبه دوربین‌های آماتوری کنونی حذف شده و در عوض بر ابعاد، کیفیت و قابلیت‌های نمایشگر افزوده شده است. اندازه نمایشگر ارزان‌ترین دوربین‌های آماتوری از ۲.۷ اینچ کوچک‌تر نیست و ۲۳۰ هزار پیکسل دارد. نمایشگرها می‌توانند واجد ویژگی‌های متفاوتی باشند. اول اینکه در مدل‌های جدید از نمایشگرهای ۳ اینچی استفاده می‌شود. دوم اینکه روزولوشن برخی مدل‌های دو برابر شده و شامل ۴۶۰ هزار پیکسل است. سوم اینکه نمایشگر برخی مدل‌ها ثابن نبوده وقابل چرخش دارد. چهارم اینکه نمایشگر برخی دوربین‌ها لمسی است. شاید تفاوت‌های دیگری نیز وجود داشته باشد که به‌نظر چندان مهم نمی‌رسد. بی شک ابعاد نمایشگر هر چه بزرگ‌تر باشد، کار را سهل‌تر می‌کند. اما نمایشگری که ابعاد بزرگ‌تری دارد یا از رزولوشن بالاتر در قیاس با دیگر مدل‌های مشابه برخوردار است، انرژی بیشتری مصرف می‌کند و محدودت آزاردهنده‌ای برای تعداد شات‌ها ایجاد می‌کند. یعن عکس کمتری می‌توانید با شارژ کامل باتری ثبت کنید و باتری زودتر از معمول تخلیه الکتریکی می‌شود. اگر دوربین‌تان چشمی منظره‌یاب داشت که می‌توانید نمایشگر را خاموش کنید و در مصرف انرژی صرفه‌جویی کنید و اگر هم که نداشت باید با این مشکل کنار بیایید. دی‌شارژ باتری در محیط منزل یا محل کار مشکل مهمی قلمداد نمی‌شود، اما برای عکاسی در محیط باز که امکان شارژ باتری به سهولت ممکن نیست عذاب‌آور است!
اول تکلیف‌تان را با شیوه استفاده از دوربینمشخص کنید و بعد درباره ابعاد نمایشگر تصمیم‌گیری کنید!

آیا حساسیت ISO 3600 کاربرد دارد؟
حساسیت ISO 3600 که هیچ، حساسیت ISO 800 هم چندان در دوربین‌های آماتوری کاربرد ندارد. صرف اطلاع می‌گویم که حساسیت حسگر را در محیط‌های کم‌نور برای تهیه عکس‌های بهتر افزایش می‌دهند. افزایش عددی که در کنار ISO قرار می‌گیرد خبر از افزایش حساسیت حسگر می‌دهد. برای دوربین‌هایی که ابعاد حسگرشان آدمیزادی است، افزایش حساسیت تا ISO 1600 معنادار است، اما پارامتر حساسیت برای دوربین آماتوری که از حسگرهای ریزه‌میزه استفاده می‌کنند قرتی‌بازی است و کاربرد چندانی ندارد. کیفیت عکسی که با حساسیت ISO 800 تهیه می‌شود به سختی بر دل می‌نشیند و بهتر است که درباره حساسیت‌های بالاتر صحبت نکنیم. توصیه می‌شود که پول بی‌زبان را بی‌خودی خرج حساسیت بالاتر از ISO 800 نکنید، مگر اینکه از دوربینی با حسگر بزرگ استفاده می‌کنید!

از چه کارت حافظه‌ای برای نگهداری عکس‌ها استفاده کنم؟
تمامی دوربین‌های موجوددر عالم فانی حداقل از فرمت‌های SD و SDHC و MMC پشتیبانی می‌کنند. شرکت سونی از فرمت اختصاصی خود یعنی Memory Stick و خاندانش پشتیبانی می‌کند. برخی شرکت‌های دیگر نیز از فرمت xD Picture پشتیبانی می‌کنند که در شرف انقراض است. شرکت سونی از سال ۲۰۱۰ میلادی پشتیبانی از فرمت حافظه SD و SDHC را آغاز کرده است. بسیاری از مدل‌های حرفه‌ای علاوه بر فرمت فوق‌العاده CompactFlash از فرمت جدید SDXC نیز پشتیبانی می‌کنند. خلاصه بگویم که فرمت SDHC بهترین گزینه برای دوربین‌جماعت است و توسط قاطبه دستگاه‌های دیجیتال اعم از لپ‌تاپ و تلویزیون و غیره شناسایی می‌شود.

آیا فرمت RAW در دوربین‌های آماتوری پشتیبانی می‌شود؟
تمامی دوربین‌های موجود در هستی از فرمت JPEG پشتیبانی می‌کنند. همچنین تمامی دوربین‌های عکاسی دیجیتال حرفه‌ای (DSLR)  علاوه بر این فرمت، از فرمت RAW نیز پشتیبانی می‌کنند. فرمت JPEG در زمره فرمت‌های تصویری فشرده قرار دارد، اما فرمت RAW از گونه فرمت‌های غیرفشرده است و عکس را با تمامی جزئیات ذخیره می‌کند و به همین علت؛ حجم بالایی از حافظه را اشغال می‌کند. کاربران آماتور نیازی به فرمت RAW ندارند و افرادی از این فرمت استفاده می‌کنند که بخواهند با مشخصات عکس را در نرم‌افزارهایی مانند Lightroom تغییر دهند. به‌طور منطقی دوربین‌هایی از فرمت RAW پشتیبانی می‌کنند که العاد حسگرشان از عرف حسگرهای مورد استفاده در مدل‌های آماتوری بزرگ‌تر است. به‌طور مثال اندازه حسگر CCD مدل‌های Canon PowerShot S95 و Panasonic Lumix DMS-LX5 که از فرمت RAW پشتیبانی می‌کنند حداقل ۵۰ درصد بزرگ‌تر از حسگرهای مورد استفاده در قاطبه مدل‌های آماتوری است.

چند مگاپیکسل برای عکاسی کیفی، ضرورت دارد؟
افزایش همین‌طوری رزولوشن دردی از کیفیت عکس‌ها دوا نمی‌کند. با حسگرهای ۱۲.۱ مگاپیکسلی می‌توان عکس‌های بی‌نظیر دوربین‌های آنالوگ را شبیه‌سازی کرد. به‌گمانم تا اطلاع ثانوی استفاده از دوربین با حسگر ۸ تا ۱۰ مگاپیکسلی مناسب است. حسگر قاطبه دوربین‌های آماتوری یکی است و افزایش روزولوشن دوربین،‌مرتادف است با چیدمان تنگ‌تر سلول‌های حسگر. یعنی کاهش سهم نور هر سلول از نور ورودی و افت کیفیت عکس!

کدام برند برای را برای خرید توصیه می‌کنید؟
بی‌شک این پرسش جدال‌برانگیزترین پرسش قابل طرح در وادی دوربین‌های عکاسی است. برخی دوستان اعتقاد دارند که فقط کانون و رخی دیگر نیکونی هستند، یعنی اگر جان هم دهند دست به دوربین‌های کانون نمی‌زنند. البته پاناسونیک و سونی هم طرفداران دوآتشه خود را دارند. اما کدام برند بهترین است یا محصولات کدام برند برای خرید توصیه می‌شود؟
راستش پاسخ این پرسش بسته به نوع دوربینی دارد که برای خرید مد نظر دارید. اگر دوربین حرفه‌ای می‌خواهید بی‌شک کانون ونیکون در صدر قرار دارند و شاید برخی مدل‌های سونی را بتوان توصیه کرد. اگر دوربینی با بزرگ‌نمایی نوری بالا می‌خواهید پاناسونیک در کنار کانون از بهترین‌هاست. مدل Lumix DMC-FZ38 را می‌توانم مثال بزنم که در بسیاری از تست‌ها برتر از دوربین فوق‌العاده نشان Canon PowerShot SX20 IS داده است. اگر دوربین فاخر با حسگر بزرگ می‌خواهید کانون بهترین مدل‌ها را تولید می‌کند. در رده دوربین‌های آماتوری، اما سونی را هم باید جدی بگیرید. به‌طور کلی شاید علمی و حتی منصفانه نباشد، اما به شخصه دوربین‌هایی را که به دیگران توصیه می‌کنم از میان برندهای کانون و پاناسونیک و سونی و نیکون انتخاب می‌کنم. البته مدل‌های آماتوری نیکون را توصیه نمی‌کنم. برای مدل‌های ارزان‌قیمت هم گزینه‌ای بهتر از کانون و سونی پیدا نمی‌کنید. سامسونگ و پنتاکس و المپیوس و فوجی‌فیلم و کاسیو هم مدل‌های دست و درمانی تولید می‌کنند، اما به شخصه تست‌شان نکرده‌ام و نمی‌توانم توصیه‌شان کنم. این نکته را گوشه ذهن داشته باشید که برندها بر یکدیگر برتری ندارند، مدل‌ها را باید با هم مقایسه کرد. اینکه کانون بهترین است،‌حرف عاقلانه‌ای است. می‌توان گفت که کانون سازنده قهاری است و بس!

آیا سازنده لنز در انتخاب دوربین اهمیت دارد؟
شرکت‌های گوناگونی در کار تولید لنز هستند. داستان لنز در وادی دوربین‌های حرفه‌ای مفصل است و سطح فنی‌اش از دانش نز نگارنده بالاتر است. پس در این‌باره سکوت می‌کنم، اما در وادی دوربین‌های آماتوری می‌دانم که لنزهایی که کارل‌زایس می‌سازد چیز دیگری است. نیکون هم گاهی از لنزهایش استفاده می‌کند. سامسونگ و پنتاکس از لنزهای متفاوتی استفاده می‌کنند و شنیده‌ام که کیفیت اپتیکی پایین‌تری در قیاس با لنزهای کارل‌زایس دارند. راستش در مدل‌های آماتوری خودتان درگیر لنز نکید. لنز مدل‌های آماتوری قابل تعویض نیست. خودتان را درگیر این موضوع نکنید.

چه زمانی برای خرید دوربین مناسب است؟
پیش‌تر درباره زمان خرید محصولات دیجیتال به‌طور مفصل صحبت کرده‌ام. هیچ‌گاه دوربین نوبرانه ابتیاع نکنید. به‌طور معمول قیمت دوربین‌ها پس از چهار پنج ماه معتدل می‌شود و بهترین هنگام خرید بسته به نوع دوربین هم دارد. البته گاهی گذر زمان باعث افزایش قیمت برخی مدل‌ها می‌شود. این موضوع بیشتر در وادی مدل‌های گران‌تر از ۴۰۰ هزار تومان رخ می‌دهد و روند قیمت در بازار مدل‌های آماتوری همواره نزولی است. دوربینی که سه سال از عرضه‌اش گذشته است را نخرید. مفصل درباره زمان مناسب برای خرید صحبت خواهم کرد. تا بعد!

دوربین عکاسی یا گوشی دوربین‌دار، کدام را باید خرید؟

کمتر گوشی موبایلی در بازار پیدا می‌شود که فاقد دوربین عکاسی باشد. رزولوشن دوربین موبایل‌های هفت هشت سال پیش از یکی دو مگاپیکسل فراتر نمی‌رفت. دو سه سال بعد بود که گوشی‌هایی با دوربین‌های سه مگاپیکسلی روانه بازار شدند، اما کمتر خریداری به دوربین موبایل‌ها به چشم دوربینی درست و درمان نگاه می‌کرد و آن را امکانی دم‌دستی برای شرایط خاص قلمداد می‌کرد. در آن دوران تمرکز قاطبه سازندگان گوشی‌ها معطوف به افزایش امکانات صوتی و پخش فایل‌های مالتی‌مدیا بود و خیال‌شان که از کیفیت صدای گوشی‌ها آسوده شد، افزایش امکانات و قابلیت دورین‌ها در دستور کار قرار گرفته و ظرف همین سال‌ها مدل‌هایی با دوربین‌های ده دوازده مگاپیکسلی روانه بازار شد. سه چهار سال پیش فسفر قابل توجهی می‌سوزاندیم که خرید گوشی موبایل و دستگاه پخش مالتی‌مدیا بهتر است یا خرید گوشی موبایلی که امکانات صوتی فوق‌العاده‌ای دارد؟ در زمان‌های متفاوت، پاسخ‌های مختلفی ارایه شد که در زمان خود معنادار بود و این پرسش نه اینکه قابل طرح نباشد، اما قاطبه خریدارن امروزی می‌دانند که کیفیت صدای برخی گوشی‌ها اگر از پخش‌کننده‌های متوسط بیشتر نباشد کمتر نیست. راستش انتظار درستی نیست که بخواهم امکانات صوتی گوشی‌ها را پخش‌کننده‌ها قیاس کنیم، چرا که وظیفه اصلی گوشی، مدیریت ارتباط است و امکانات دیگر گوشی اعم از امکانات صوتی و فیلم‌برداری و بازی و امثالهم در اولیت‌های بعدی قرار دارند، حال آنکه پخش‌کننده موسیقی یا فیلم به طور مشخص بر حوزه صدا و فیلم تمرکز دارد و بدیهی است که از سخت‌افزار و نرم‌افزار تخصصی بهره می‌گیرد. تکلیف کار تا حدی مشخص می‌شود، بدین‌صورت که مشتری گوشی و پخش‌کننده می‌داند که ترکیب این دو در یکگوشی همراه با کاهش کیفیت یا محدودیت در امکانات صوتی است.
همین ماجرا برای دوربین‌ه تکرار شده است. نوع لنزی که در دوربین گوشی‌ها استفاده می‌شود تفاوت‌های بنیادی با لنز قاطبه دوربین‌های آماتوری دارد. گوشی‌های موبایل شاید در کیفیت حسگر بتوانند با دوربین‌های آماتوری رقابت کنند، اما در امکانات نرم‌افزاری و عمق میدان و بالانس رنگ‌ها و توان پردازشی عقیم هستند. اینکه خرید گوشی موبایل و دوربین آماتوری به صرفه است یا گوشی موبایل دوربین‌دار بستگی به موضع خریدار دارد. اگر کیفیت عکس‌ها چندان مهم ناشد و ثبت سریع وقایع و فیلم‌برداری آسان مدنظر باشد، گوشی‌های متوسط به بالا چنین امکاناتی دارند و لزومی به خرید دوربین آماتوری مستقل نیست. اما اگر رنگ‌ها، امکانات و استفاده توسط دیگر اعضاء خانواده مطرح می‌شود، بدیهی است که نمی‌توان از دستگاه‌های ترکیبی استفاده کرد.

و اما بعد…
فشرده‌سازی دستگاه‌های دیجیتال از تب و تاب افتاده است، هر چند کیفیت ساخت و تکنولوژی‌های مورد استفاده در بطن گوشی‌ها شد کرده‌اند، اما دستگا‌های الکترونیکی هم مشکل‌دار می‌شوند ایجاد اشکال در گوشی دوربین‌دار یعنی از دست دادن امکان برقراری ارتباط و تهیه عکس. در صورتی که با خرید دستگاه‌های مستقل چنین مشکلاتی را تجربه نخواهید کرد.
وقتی صحبت از گوشی دوربین‌دار می‌شود به گوشی‌هایی اشاره دارم که امکانات قابل توجه عکاسی دارند و کیفیت دوربین‌شان از پنج شش مگاپیکسل بالاتر است. این قبیل گوشی‌ها در بازار میان‌قیمت به بالا یافت می‌شود و اغلب بیش از دویست هزار تومان قیمت دارند. گوشی دوربین‌داری که سرش به تنه‌اش بیارزد، حداقل چهارصد هزار توان قیمت دارد. پرداخت این مبلغ برای خریداری که کیفیت عکس را مهم می‌داند زمانی معقولانه است که بداند با خرید یک گوشی و یک دوربین دویست هزار تومانی تفاوت چندانی در امکانات نخواهد داشت و اگر داشته باشد،‌مورد استفاده قرار نخواهد داد!
شاید زود پیر شده‌ام، اما به دستگاه‌های ترکیبی مانند گوشی دوربین‌دار اعتماد نمی‌کنم. دوربین این‌قبیل گوشی‌ها هر چه قدر هم خوب باشد، نمی‌تواند کیفیتی بالاتر از یک دوربین آماتوری دویست هزار توانی ارایه کند. باز، میل خودتان است!

وضعیت بازار جهانی چیپ‌ست‌های گرافیکی!

۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۰ یک دیدگاه

بالاخره ای.ام.دی در حوزه محصولات گرافیکی بر ان‌ویدیا چیره شده است یا خیر؟
شک ندارم که شما هم با خبرهای متناقضی در این‌باره مواجه‌اید که یکی ای.ام.دی و اینتل را بالاتر از ان‌ویدیا نشان می‌دهد و دیگری ان‌ویدیا را در صدر نشانده و ای.ام.دی را در رتبه دوم قرار داده و از اینتل هم خبری نیست!
برای مشاهده بازار از منظر صحیح باید بازار گرافیک را به دو بخش تقسیم کرد. بازار چیپ‌های گرافیکی و بازار چیپ‌هایی که شامل موتور گرافیکی هستند.

بازار چیپ‌های گرافیکی
در سال ۲۰۱۰ میلادی بالغ بر ۷۲.۸ میلیون قطعه چیپ گرافیکی فروخته شده است. این چیپ‌ها علی‌القاعده روی کارت‌های گرافیکی مستقل نصب می‌شوند و برای استفاده باید بر روی شکاف PCIe مادربورد قرار گیرند. آمار نشان می‌دهد که سهم ای.ام.دی در بهترین حالت دوسوم سهم ان‌ویدیا در بازار جهانی است، اما بدانید که این آمار به سه‌ماه چهارم سال ۲۰۱۰ میلادی یعنی پاییز خودمان اشاره می‌کند و آمارهای جدید اگر منتشر شوند به‌وضوح افزایش سهم ای.ام.دی از بازار چیپ‌های گرافیکی را نشان خواهند داد. علی‌ای‌حال آمارهایی که در جدول زیر می‌بینید نشان می‌دهد که ان‌ویدیا همچنان بر صدر تکیه دارد، البته تکیه‌ای که مشخص نیست تا چه زمانی دوام داشته باشد.
به‌طور مشابه شرایط ان‌ویدیا در بازار چیپ‌های گرافیکی حرفه‌ای با خانواده Quadro تفاوت چندانی با بازار چیپ‌های عامه‌پسند Geforce ندارد. البته شرایط ای.ام.دی متفاوت است. اگر آمارهای جدید منتشر شوند، تغییر چندانی در درصدها نشان نخواهند داد، چرا که ای.ام.دی بیشتر انرژی خود را صرف چیپ‌های عامه پسند Radeon کرده و نتوانسته وقت قابل قبولی را صرف توسعه خانواده FirePro کند. البته از سهم ای.ام.دی در این بازار کاسته نشده است.

خریدار ایرانی و چیپ‌های گرافیکی!
 شرایط ای.ام.دی در این بازار با سرعتی قابل توجه در حال بهبود است و اگر قصد خرید کارت گرافیک دارید، بدانید که قاطبه گزینه‌های ای.ام.دی از منظر کارایی و نسبت قیمت به کارایی بر مدل‌های ان‌ویدیا برتری دارند. یعنی امکان انتخاب مدل مناسب و متناسب برای شما در میان محصولات ای.ام.دی بیشتر است. هر چند ان‌ویدیا هم مدل‌های فوق‌العاده‌ای برای استفاده دارد. بازار ایران به‌طور سنتی متمایل به استفاده از محصولات گرافیکی ان‌ویدیاست، اما توجه شرکت‌های بزرگی چون اسوس و گیگابایت و ام.اس.آی به چیپ‌های ای.ام.دی و البته حضور برندهای معتبری چون سافایر و اچ.آس.اس باعث رونق محصولات مبتنی بر چیپ‌ست‌های گرافیکی ای.ام.دی شده است.

بازار چیپ‌های شامل موتورگرافیکی!
موتورهای گرافیکی به‌طور کلی در بطن پردازنده‌ها، چیپ‌ست مجتمع (IGP) و پردازنده‌های همه‌کاره (SoC) تعبیه می‌شوند. پردازنده همه‌کاره، چیپ مجتمعی شامل تمامی چیپ‌ست‌های پردازشی و کنترلی مورد نیاز برای کامپیوترهای ظریف‌الجثه و ضعیف‌البنیه است. چیپ‌ست مجتمع هم معرفی حضور است که همان چیپ‌ست اصلی مادربورد به انضمام موتور گرافیکی است، اما پردازنده‌ها یک سالی می‌شود که میزبان موتورهای گرافیکی شده‌اند. از این‌رو بازار چیپ‌های شامل موتور گرافیکی بیش از پیش توسعه خواهد یافت و شرکت‌هایی در این بازار موفق هستند که دستی در تولید پردازنده و چیپ‌ست مادربورد دارند. از سه چهار سال آینده، بازار چیپ‌ست‌های مجتمع (IGP) مضمحل خواهد شد و موتورهای گرافیکی فقط در پردازنده‌ها تعبیه می‌شوند. پس در درازمدت سازندگان پردازنده‌ها از این ماجرا سود می‌برند و دیگر شرکت‌ها از گردونه رقابت خارج خواهند شد. جدول زیر همین را به‌طور آماری نشان می‌دهد. شرکت اس.آی.اس (SiS) که در سال‌های دور، مدعی بازار موتورهای گرافیکی ارزان‌قیمت بود مرده است. متروکس که طراح چیپ‌ست‌های خاص برای سیستم‌های گرافیکی حرفه‌ای بود در حال خروج از دایره رقابت است. شرایط ان‌ویدا که بحرانی است، چرا که این شرکت دستی در بازار پردازنده‌ها ندارد و اگر تا کنون در بازار دوام آورده به دلیل تولید پردازنده‌های همه‌کاره تگرا و امثالهم است که اتفاقا بازار رو به رشد و موفقی دارد. یعنی اگر تگرا نبود، افت ۲۸.۴ درصدی ان‌ویدیا حداقل دو برابر بود!
شرکت ویا (VIA) هم خود را آویزان پردازنده‌هایش کرده است و اگر رشدی نشان می‌دهد فقط بدان‌علت است که در بازار پردازنده‌ها و علی‌الخصوص پردازنده‌های همه‌کاره حاضر است.
برنده میدان جز ای.ام.دی نیست. رشد اینتل هم به مدد پردازنده‌های Core i است. قاطبه کامپیوترهای قابل‌حمل از پردازنده‌های اینتل استفاده می‌کنند و بدیهی است که تعبیه موتور گرافیکی در بطن پردازنده‌های Core i همراه با رشد سهم اینتل در بازار موتورهای گرافیکی خواهد بود.

خریدار ایرانی و موتور گرافیکی!
ای.ام.دی را دوست دارم، اما انصاف را بیشتر دوست دارم. تنها برخورد خریدار ایرانی با محصولات ویا تکنولوژی به لپ‌تاپک‌ها و پردازنده‌های Nano محدود است، اما جدال اصلی میان اینتل و ای.ام.دی است. شرایط البته به سود ای.ام.دی است. میزان فروش موتورهای گرافیکی اینتل چندان متفاوت نخواهد شد، چرا که این موتورها پیش‌تر در بطن چیپ‌ست مادربوردها تعبیه می‌شدند و هم‌اکنون به بطن پردازنده‌ها منتقل می‌شوند، اما ای.ام.دی علاوه بر حفظ بازار قبلی، مخاطبان بسیاری را از بازار کارت‌های مستقل گرافیکی جذب کرده است. به بیان دیگر؛ ای.ام.دی تعدادی از مخاطبان ان‌ویدیا را مجاب کرده که از بستر ای.ام.دی استفاده کنند. اگر عرضه پردازنده‌های فیوژنی را هم در آمارهای سه ماهه دوم سال ۲۰۱۱ لحاظ کنیم رشد ای.ام.دی بیشتر خواهد شد. به زعم نگارنده استفاده از تکنولوژی ای.ام.دی برای کاربران ایرانی گزینه مناسب‌تری است. هم قیمت جالب‌تری دارد وهم بهتر پشتیبانی می‌شوند.
خلاصه بگویم که اینتل چهار سال پیش قصد آن داشته تا به‌طور جدی وارد بازار کارت‌های گرافیکی شود. پروژه لارابی (Larrabee) بر این اساس تعریف شد و حتی تیم فنی آن نیز تشکیل شد، اما عرضه محصولات مبتنی بر معماری لارابی به‌طور مکرر با تعویق همراه بود و شرایط چنان شد که اینتل پروژه لارابی را به‌طور رسمی متوقف کرد. از سوی دیگر،؛ شرایط بر ان‌ویدیا بسیار سخت می‌گذشت، چرا که ای.تی.آی آن روزگار بر مدار موفقیت افتاده بود. همین شد که ان‌ویدیا روح خود را به اینتل فروخت و در قبال مبلغی کلان، اسرار مگوی خود را در زمینه طراحی چیپ‌ست‌های گرافیکی برای اینتل بازگو کرد. از این‌رو اینتل اگر در زمینه گرافیک حرفی برای گفتن دارد به دانش ان‌ویدیا تکیه کرده است و در شرایط معمول، حریف دستاوردهای جدید ای.ام.دی نیست.
اما کاربر ایرانی باید بداند که تا پردازش گرافیکی بر پردازش مرسوم کنونی چیره خواهد شد، شرکتی موفق خواهد بود که در این‌باره سرمایه‌گذاری کرده باشد. مقایسه پردازنده‌های اخیر اینتل و ای.ام.دی نشان می‌دهد که اینتل بر توسعه هسته‌های پردازشی و ای.ام.دی بر توسعه موتور گرافیکی تمرکز کرده‌اند. بر این اساس پیش‌بینی می‌کنم که رشد ای.ام.دی بسیار بیشتر از آنی است که در جدول می‌بینید.
درباره خرید، توصیه ویژه‌ای ندارم فقط بر این نکته تاکید می‌کنم که انتخاب‌های بهتری در وادی ای.ام.دی در اختیار خریدار است که صرفه اقتصادی بیشتری هم دارد.

و آخر اینکه
اگر آنچه بزرگان گفته‌اند عملی شود، از یکی دو سال دیگر خبری از کارت‌های گرافیکی ارزان‌تر از ۱۰۰ دلار نخواهد بود، چرا که موتورهای گرافیکی موجود در بطن پردازنده‌ها به همان اندازه قوی‌تر می‌شوند. پس جدال در بخش بالادستی بازار کارت‌های گرافیکی تشدید می‌شود. ان‌ویدیا بازیگر خوبی در این بخش از بازار است، اما ای.ام.دی را نیز نباید دست‌کم گرفت. به‌طور کلی بدانید که ای.ام.دی از یک منظر کابوس رقباست، چرا که قابلیت عجیب و غریبی در کاهش محسوس  قیمت محصولات دارد. ای.ام.دی با همین توانمندی، اینتل را کنترل و ان‌ویدیا را کلافه کرده است. خلاصه اینکه بازار محصولات گرافیکی در دو سه سال آتی چنین خواهد شد که یا ای.ام.دی را نیست و نابود می‌کنند، یا ای.ام.دی به سرور مطلق تبدیل خواهد شد.
به‌تصورم اگر تصمیم به خریدی چیزی دارید این نکات را مد نظر داشته باشید!

دوربین عکاسی آماتوری فاخر یا سوپرزوم؟ مسأله این است!

دوستانی که طالب خرید دوربین عکاسی باکیفیت هستند، اما نمی‌خواهند یا نمی‌توانند دوربین عکاسی حرفه‌ای (DSLR) ابتیاع کنند چاره‌ای ندارند جز انتخاب مدل مطلوب از میان دوربین‌های آماتوری اشرافی (Enthusiast) و مدل‌های سوپرزوم (Superzoom) که گاهی شبه‌حرفه‌ای (DSLR-Like) خوانده می‌شوند. مدل‌های فاخر با مدل‌های سوپرزوم سه تفاوت اصلی دارند. مدل‌های فاخر و سوپرزوم از منظرهای متفاوت، شباهتی مختصر با دوربین‌های حرفه‌ای (DSLR) دارند. مدل‌های فاخر از نظر ابعاد حسگر، قیمت و البته کیفیت تصاویر و مدل‌های سوپرزوم از نظر بزرگ‌نمایی نوری و برخی امکانات جانبی با مدل‌های حرفه‌ای شباهت دارند. برای فردی که عکاسی حرفه‌ای را دنبال می‌کند، هیچ‌یک از گونه‌های فاخر و سوپرزوم جذابیت ندارد. این مدل‌ها در دسته دوربین‌های آماتوری قرار دارند و جز قیمت، از شرایط حاکم بر آن تبعیت می‌کنند. و اما بعد…

قیمت
مدل‌های فاخر و سوپرزوم گران‌ترین دوربین‌ها را در بازار دوربین‌های آماتوری دارند و البته مدل‌های فاخر در قیاس با مدل‌های سوپرزوم گران‌تر هستند. به‌طور مثال مدل PowerShot G12 به‌عنوان فاخرترین دوربین آماتوری کانون بین ۶۰۰ تا ۶۵۰ هزار تومان قیمت دارند، حال آنکه مدل PowerShot SX30 IS به‌عنوان جدیدترین محصول کانون در دسته دوربین‌های سوپرزوم بین ۵۳۰ تا ۵۶۰ هزار تومان قیمت دارد. همین نسبت بین مدل‌های دیگر برقرار است. مدل‌های G11 و SX20 IS که در حال خروج از بازار هستند حوالی ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومان تفاوت قیمت دارند.

ابعاد حسگر
جهت یادآوری می‌گویم که حسگرهای CCD گران‌ترین جزء دوربین‌های دیجیتال آماتوری محسوب می‌شوند و هر چه مساحت حسگر بیشتر باشد، کیفیت تصاویر بالاتر و قیمت محصول گران‌تر خواهد شد. متوسط مساحت حسگرهای مورد استفاده در مدل‌های فاخر ۴۲ میلی‌مترمربع است و متوسط مساحت حسگرهای مورد استفاده در مدل‌های سوپرزوم از ۲۸ میلی‌مترمربع فراتر نمی‌رود، یعنی مساحت حسگر مدل‌های فاخر ۵۰ درصد بزرگ‌تر از مدل‌های سوپرزوم است. جالب این است که تعداد پیکسل‌های مدل‌های فاخر در حالت معمول کمتر از مدل‌های سوپرزوم است. به‌طور مثال؛ حسگر مدل فاخر PowerShot S95 شرکت کانون ۴۱ میلی‌متر مربع مساحت دارد و از ۱۰.۴ میلیون پیکسل تشکیل شده است و در مقابل حسگر مدل سوپرزوم PowerShot SX30 IS شرکت کانون ۲۸ میلی‌متر مربع مساحت دارد و از ۱۴.۶ میلیون پیکسل تشکیل شده است. یعنی در هر میلی‌متر مربع حسگر مدل S95 حدود ۲۴۸ هزار پیکسل و در هر میلی‌متر مربع حسگر SX30 IS حداقل ۵۲۲ هزار پیکسل جا خوش کرده‌اند. نتیجه آن می‌شود که پیکسل‌های مدل فاخر S95 بزرگ‌تر هستند و نور بیشتری دریافت می‌کنند و کیفیت تصویرشان بالاتر و مشکلات‌شان کمتر است.

بزرگ‌نمایی نوری
بزرگ‌نمایی نوری دوربین‌ترین مدل فاخر از هفت برابر فراتر نمی‌رود. حال آنکه بزرگ‌نمایی معمولی‌ترین مدل سوپرزوم موجود در بازار کمتر از ۱۸ برابر کمتر نیست. یعنی با مدل‌های سوپرزوم می‌توان از اهداف دورتر عکاسی کرد. بالاترین بزرگ‌نمایی با ۳۵ برابر به مدل SX30 IS تعلق دارد. یعنی متوسط بزرگ‌نمایی نوری مدل‌های سورزوم پنج تا شش برابر مدل‌های فاخر است. اما بدانید که عکاسی از اهدافی که دورتر هستند همراه با افت کیفیت تصویر همراه است، چرا که نور کمتری از هدف به حسگر می‌رسد. نور کمتر یعنی افزایش اختلال و در این مواقع، فرکانس دریافتی حسگر جابجایی مختصری پیدا می‌کند و تغییر موقعیت دوربین می‌تواند موجب تغییر در رنگ‌ها شود.

نتیجه‌گیری اخلاقی!
مدل‌های سوپرزوم مانند Panasonic Lumix Fz38 یا Canon PowerShot SX20 IS و PowerShot SX30 IS به دوستانی توصیه می‌شود که دوربین همه‌کاره و خوش‌قیمتی را جستجو می‌کنند که برای عکاسی در محیط‌های باز و بسته مناسب باشد. مدل‌های فاخر مانند Canon PowerShot S95 و Panasonic Lumix LX5 به رفقایی توصیه می‌شود که بی‌خیال عکاسی از فاصله دور شده‌اند و دوربینی سبک‌وزن را جستجو می‌کنند که اگرچه گران‌تر از مدل‌های سوپرزوم است، اما تصاویری با کیفیت بالا و فرمت غیرفشرده (RAW) تهیه می‌کند و امکانات فیلم‌برداری بهتری دارد. وزن قاطبه مدل‌های فاخر کمتر از ۲۰۰ گرم است و از کارت حافظه SDXC هم پشتیبانی می‌کنند. وزن مدل‌های سوپرزوم کمتر از ۴۰۰ گرم نیست و از SDXC پشتیبانی نمی‌کنند. همین!

درباره بهترین پردازنده‌هایی که می‌توان خرید!

مدت‌هاست که درباره پردازنده‌های مناسب برای خرید در بازار داخلی صحبت نکرده‌ام. بد ندیدم بازار کنونی را به‌طور کلی مرور کنم و درباره شرایط آتی بازار پردازنده‌ها در بازار جهانی هم اظهارنظری کنم و چند مدل مناسب را هم معرفی منم.

شرایط بازار داخلی
برخی گفته‌اند که تبعات اجرای قانون هدفمندسازی یارانه‌ها هفت هشت ماه بعد، یعنی در حوالی تابستان سال نود هویا می‌شود. اما خریدار ایرانی دست به عصا حرکت می‌کند و این را می‌شود در تراکم خریداران به‌وضوح مشاهده کرد. البته حجم قابل توجه خرید از بازار ایرانی را شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی انجام می‌دهند که آمار درست و درمانی از آن ندارم. پادر هوا ماندن بودجه سال جاری موجب می‌شود تا واریز بودجه نهادهایی که ردیف بودجه دارند دیرتر صورت گرفته و به همین نسبت هم خریدهای کلان از بازار به تعویق بیفتاد. علی‌ای‌حال بازار داخلی مسیر خود را هر چند کندتر، پیش می‌برد. عرضه سریع محصولات جدید موید همین مطلب است. به‌طور کلی در شرایط کنونی نه می‌توان توصیه به خرید کرد و نه می‌توان مشتری را از خرید بر حذر داشت. اگر کارتان گیر است، خریدتان را انجام دهید و اگر ضرورت ندارد، صبر کنید. فقط بدانید که قیمت برخی محصولات جدید قدری بالاتر از مقدار انتظاری است.

شرایط بازار جهانی
پردازنده‌های لانوی ای.ام.دی که عرضه شود، شرایط بازار جهانی به‌کلی دگرگون خواهد شد. ای.ام.دی از واژه جدید APU برای پردازنده‌های فیوژنی استفاده می‌کند. پیش‌تر CPU را واحد پردازش مرکزی یا به‌اختصار پردازنده می‌خوانیدم و APU را باید واحد شتاب‌دهی پردازشی یاهر چیز دیگر خطاب کنیم. شاید عنوان شتاب‌دهنده پردازشی مناسب این اصطلاح APU باشد، شاید هم نه!
علی‌ای‌حال پردازنده‌های جدید ای.ام.دی را از منظری متفاوت باید نگریست. قاطبه مدل‌های جدید قرار است که با معماری بولدوزر تولید و روانه بازار شوند. برای اطلاع جمیع دوستان می‌گویم که در معماری بولدوزر چیزی به نام هسته پردازشی نداریم. ای.ام.دی از واحدهای مستقلی به نام ماژول استفاده می‌کند. این ماژول‌ها در بطن خود دو هسته پردازشی دارند. پس اگر پردازنده‌ای از دو ماژول تشکیل شود، در واقع موجودیتی چهارهسته‌ای است. تا این موحودات در بازار توزیع نشده و توسط کاربران تست نشوند، نمی‌توان به‌ضرس قطع درباره کیفیت و کارایی‌شان اظهار نظر کرد. از منظر خاله‌زنکی‌جماعت، از رفتار اینتلی‌ها می‌توان کارایی پردازنده‌های جدید ای.ام.دی را پیش‌بینی کرد. پاسخ به این پرسش برخی مسائل را روشن می‌کند که چرا اینتل پردازنده‌های مبتنی بر معماری سندی‌بریج را حداقل شش هفت ماه زودتر موعد مقرر روانه بازار کرده است. ای.ام.دی که محصول جدید عرضه نکرده است و همین پردازنده‌های Core i حریف قاطبه محصولات سطح بالای ای.ام.دی هستند. پس کنه ماجرا چیست؟
شک نکنید که اینتل از چیزی خبر دارد که عامه بی‌خبرند و آن، کارایی قابل قبول پردازنده‌های جدید ای.ام.دی است. البته از منظری دیگر هم می‌توان به توانمندی پردازنده‌های جدید این شرکت پی برد. برازوس (Brazos)، بستر فنی جدید ای.ام.دی برای کامپیوترهای قابل‌حمل است. لپ‌تاپک‌های انگشت‌شماری توسط اچ.پی و ایسر و اسوس بر اساس این بستر فنی و با استفاده از پردازنده‌های معمولی AMD C و مدل‌های دوهسته‌ای AMD E روانه بازار شده‌اند. وب‌سایت‌های معتبر را که مرور کنید، جز تعریف و تمجید چیز دیگری نخواهید یافت. توصیه می‌کنم عبارت HP dm1z را گوگل کنید.
ای.ام.دی سال‌هاست که منتظر خروجی پروژه فیوژن است و آنهایی که از نزدیک ب ین پروژه آشنا هستند می‌دانند که این شرکت چه کرده است. از همه بهتر، کارشناسان اینتل به کنه ماجرا واقف هستند و عرضه زودهنگام پردازنده سندی‌بریجی در قالب نسل دوم پردازنده‌های Core i نشان از هوشمندی ایشان دارد. چنانچه پردازنده‌های سندی‌بریجی نیامده بودند و ای.ام.دی نیز پردازنده‌های فیوژنی خود را دو سه ماه زودتر روانه بازار کرده بود، فاجعه Pentium4 و Pentium D برای اینتل تکرار می‌شد و فیوژنی‌ها هست و نیست پردازنده‌های نسل اول Core i را بر باد داده بودند. اما چنین نشده و اینتل با هوشمندی تمام، سپاه سندی‌بریج را تجهیز کرد و به میدان فرستاد تا دامنه حملات و آسیب‌های احتمالی تهاجم فیوژنی‌ها را محدود کند که در این‌کار موفق بوده است!
دو سه هفته دیگر پیش‌قراولان ارتش فیوژنی‌ها با نام لانو (Llano) روانه بازار خواهند شد. این دوستان علی‌الظاهر از حافظه‌های DDR3 و از سوکت AM3+ پشتیبانی می‌کنند و با سوکت‌های AM3 و AM2+ هم سازگار هستند.
ویژگی مهمی که پردازنده‌های فیوژنی دارند و مورد تاکید مکرر اهالی ای.ام.دی قرار گرفته و اینتل سال‌هاست که از آن سوراخ گزیده شده است، قیمت خداپسندانه است. بی‌دلیل نبود که اینتل در قیمت‌گذاری پردازنده‌های نسل دومی Core i3 نرمش نشان داده است!
خلاصه اینکه دو سه ماه دیگر، یعنب بعد از اتمام نمایشگاه کامپیوتکس تایوان، بازار پردازنده‌ها دیدن دارد!

مشاهده متن کامل …

گزارشی از وضعیت لپ‌تاپک‌ها در بازار ایران!

میان علمای بازار اختلافی شگرف درباره تاثیر لپ‌تاپک‌ها و شبه‌تبلت‌ها بر بازار لپ‌تاپ وجود دارد. برخی لپ‌تاپک و برخی دیگر شبه‌تبلت‌ها را تاثیرگذار می‌دانند. اینکه کدام‌یک تاثیرگذارتر است به‌تصورم موضوع اصلی بازار داخلی نیست، چرا که هنوز بازار درست و درمانی برای شبه‌تبلت‌ها ایجاد نشده است و فروش لپ‌تاپک‌ها اگر چه در طی ده دوازده ما اخیر روند صعودی داشته، اما خیلی مانده تا بر بازار لپ‌تاپ اثر محسوس بگذارد. جابجایی سهم حتی چهار پنج درصدی را نباید تاثیرگذاری جدی قلمداد کرد. البته لپ‌تاپک‌ها به زعم نگارنده این قابلیت را دارند تا سهم بیشتری از بازار کامپیوترهای قابل‌حمل را تصاحب کنند. شبه‌تبلت‌ها و لپ‌تاپ‌ها در آدرس‌های متفاوتی از بازار سکونت دارند. شبه‌تبلت‌ها با بازار لپ‌تاپک‌ها و گوشی‌های هوشمند هم‌پوشانی دارند و علی‌القاعده نباید ارتباط مستقیمی با بازار لپ‌تاپ‌جماعت دارشته باشند و در بهترین حالت می‌توانند بازار نیمه‌جان لپ‌تاپک‌ها را تحت تاثیر قرار دهند که تا اطلاع ثانوی چنین اتفاقی را در بازار داخلی شاهد نخواهیم بود. بنا بر اقوال نه چندان معتبر و البته نه چندان پرت، بیش از دویست هزار لپ‌تاپک در چهارده ماه اخیر در بازار داخلی فروخته شده است که عدد فوق‌العاده‌ای است. اگر فروش شبه‌تبلت‌ها به یک‌پنجم این عدد برسد، داستان را باید به‌گونه‌ای دیگر روایت کرد. فعلا که چنین چیزی رخ نداده است و گفتگو درباره شبه‌تبلت‌ها را به زمانی دیگر محول کرده و بر بازار لپ‌تاپک‌ها تمرکز می‌کنیم.
مدل‌های متنوعی از لپ‌تاپک‌ها را در بازار داخلی می‌توان ابتیاع کرد. بازار لپ‌تاپ‌های ۸.۹ اینچی به‌طور کامل برچیده شده است و قاطبه مدل‌های جدید در سه اندازه ۱۰.۱ اینچی، ۱۱.۶ اینچی و ۱۲.۱ اینچی تولید می‌شوند. البته اندازه نمایشگر برخی مدل‌های چند دهم اینچی این‌ور و آن‌ور می‌شود، اما سازندگان لپ‌تاپک‌ها به‌طور کلی از همین ابعاد تبعیت می‌کنند.
بازار لپ‌تاپک‌های داخلی را از دو منظر می‌توان مورد بررسی قرار داد. اول؛ لپ‌تاپک‌هایی که قابل ابتیاع هستند و دوم؛ لپ‌تاپک‌هایی که ابتیاعشان توصیه می‌شود. درباره مورد اول بگویم که بخش قابل توجهی از لپ‌تاپک‌های موجود در بازار از مبادی غیررسمی (کنارگذرها) وارد کشور شده و در بازارهای داخلی توزیع می‌شود. از این‌رو لیست دقیقی از مدل‌های موجود در بازار نمی‌توان تهیه کرد. واردکننده ریسک نمی‌کند و لپ‌تاپک‌ها را در تعداد محدود وارد می‌کند. از این‌رو؛ بازار لپ‌تاپک‌ها همانند بازار لپ‌تاپ نیست که مدل‌های مطلوب تا مدت‌ها قابل دسترس باشند. حدود و ثغور بازار لپ‌تاپ‌ها بسیار محدودتر از بازار لپ‌تاپ‌هاست و اگر دیر بجنید مدل مطلوب‌تان پریده است!

کشف مدل مطلوب!
وب‌سایت‌ها و نشریات معتبر از شیوه‌هایی متفاوت برای تست قابلیت‌های لپ‌تاپک‌ها استفاده می‌کنند و تفاوت آنها علی‌الخصوص در زمینه طراحی امری طبیعی است. اما نباید از ذهن دور داشت که این‌قبیل وب‌سایت‌ها خرج دارند و باید که هزینه‌ها را به‌گونه‌ای جبران کنند، از این‌رو در برخی تست‌ها با ذهنیتی مثبت به ماجرا نظر می‌کنند و همین می‌شود که مدل‌های برتر وب‌سایت‌ها متفاوت می‌شوند. البته نمی‌گذارند که آش داستان خیلی شور شود و قدری هم اخلاق چاشنی کار می‌کنند تا مدل‌هایی که برچسب برتر می‌گیرند خیلی هم پرت نباشند. اگر وب‌سایت‌های معتبر را بال و پایین کنید دو نکته دست‌گیرتان می‌شود. اول؛ با سازندگان برتر لپ‌تاپک آشنا می‌شوید و دوم؛ مدل‌های درست و درمان را شناسایی می‌کنید. کافی است همین جدول زیر را با سرعت بررسی کنید. لیستی پیدا نمی‌کنید که سامسونگ و اسوس و ایسر و اچ.پی در آن غایب باشند. توشیبا هم سازنده قهاری است، اما مدت‌هاست که مشتری‌های خود را در بازار داخلی از دست داده است. لنوو، ام.اس.آی و دل هم نمایندگانی در میان بزرگان دارند، اما حضورشان چشم‌گیر نیست. برای انتخاب لپ‌تاپک مناسب توصیه می‌کنم قبل از انتخاب مشخصات فنی، درباره سازنده لپ‌تاپک فکر کنید. به نظر شما هنگامی که نیمی از ده دوازده مدلی که اسوس تولید می‌کند در زمره بهترین‌ها قرار می‌گیرند، بدیهی است که احتمال یافتن لپ‌تاپک مناسب در دنیای اسوس بیش از دیگر سازندگان است. شرایط مشابهی بر برندهای سامسونگ و ایسر و اچ.پی حاکم است. نمی‌گویم که دیگر لپ‌تاپک‌های عالم را بی‌خیال شوید، بلکه بر این نکته تاکید دارم که اگر این‌کاره نیستید، یعنی بر حوزه لپ‌تاپک‌ها تسلط فنی ندارید، بی‌خیال مدل‌های خاص شوید. مثالی می‌زنم؛ لنوو سازنده مدل IdeaPad S10 یکی دو سال است در زمره بهترین‌ها جای گرفته است، اما اینکه IdeaPad S10 بهترین است را باید با نگاهی دقیق‌تر مورد کنکاش قرار داد. نوع قطعات و حتی طراحی فنی همین مدل در طی هجده ماه گذشته چندین مرتبه تغییر کرده و اگر که می‌خوانیم S10 در زمره بهترین‌هاست، به‌طور دقیق باید جویا شویم که کدام نوع از خانواده S10 بهترین است. برای اینکه مشتری‌جماعت سرگردان نشود، شرکت‌های سازنده مشخصات دقیق لپ‌تاپک‌ها را در ادامه نام مدل ذکر می‌کنند. مثالی دیگر؛ حداقل پنج گونه EeePC 1015 در بازار قابل ابتیاع است که با پسوندهای P، PN، T، PEM و N مشخص شده‌اند. ممکن است مدل‌های دیگری از همین خانواده تولید شوند، اما برای استفاده مناسب نباشند. پس به خاطر داشته باشید که هیچ‌گاه نباید به نام خانواده لپ‌تاپک‌جماعت بسنده کنید و اگر می‌خوانید که EeePC 1215 فوق‌العاده است باید جستجو کنید که عبارت فوق‌العاده به کدام‌یک از مدل‌های ۱۲۱۵T و  1215N اشاره می‌کند. آنچه در جدول وارد شده از این نظر کامل نیست. وب‌سایت‌های معتبر مشخصات مدل‌ها را به جزئیات شرح می‌دهند تا خواننده سردرگم نشود.

و اما بازار ایرانی لپ‌تاپک
اصلی‌ترین لپ‌تاپک‌های موجود در بازار داخلی را همین‌هایی می‌سازنند که نام‌شان در جدول قید شده است. سونی هم چیزی شبیه به لپ‌تاپک تولید می‌کند که فقط شبیه لپ‌تاپک است. به‌بیان دیگر سونی هیچ‌گاه لپ‌تاپک‌ساز نبوده و علاقه‌ای هم به این عنوان ندارد.
شرایط بازار داخلی لپ‌تاپک اظهر من‌الشمس است. بماند که فروشگاه‌ها نیز به‌صورت مستقل لپ‌تاپک وارد می‌کنند و همین می‌شود که نمی‌توان به قطعیت درباره بازار لپ‌تاپک صحبت کرد. علی‌ای‌حال شرایط آن قدرها هم وخیم نیست و با کمی دقت می‌توان لپ‌تاپکی مناسب با گارانتی متناسب ابتیاع کرد. بازار داخلی را در ادامه نوشتار بر اساس برندها بررسی می‌کنیم.

لیست بهترین لپ‌تاپک‌های  بازار جهانی

مشاهده متن کامل …

گذر و نظری کوتاه بر بازار مودم‌های ADSL

خدا می‌داند که مدت‌هاست قصد داشتم چند خطی درباره خرید مودم‌های ADSL بنویسم. نگفته می‌دانم که نسبت به برخی حوزه‌ها همانند چاپگرها و اسکنرها و مودم‌ها و کارت‌های گرافیکی و امثالهم انصافی کرده و بیشتر درباره لپ‌تاپ‌های متفرعن قلم‌فرسایی کرده‌ام. برای کاهش میزان عذاب وجدان قصد دارم به اختصار درباره خرید مودم، علی‌الخصوص مودم‌های ADSL صحبت کنم. باور کنید اتصال به اینترنت از طریق شماره‌گیری (dial-up) و گوش سپردن به نغمه آزاردهنده، اما جذاب اتصال به شبکه جهانی را مدت‌هاست که فراموش کرده‌ام. مرفه بی‌دردی چون نگارنده که سال‌هاست از اینترنت ADSL استفاده می‌کند چگونه می‌تواند از حال و روز کاربران صبور اینترنت حلزونی (dial-up) خبردار باشد، آخر ظلم تا چه حد؟

مشاهده متن کامل …

درباره توهم کاهش مصرف انرژی در دسک‌تاپ‌ها

شاید شما هم جزو آن‌دسته از کاربرانی باشید که فکر می‌کنند که اگر دسک‌تاپ نازنین‌شان را در مواقعی که کار نمی‌کنند در وضعیت Stand By قرار دهند، صرفه‌جویی عظیمی در مصرف انرژی کرده‌اند و کلی از هزینه برق‌شان کاسته خواهد شد. انجام این کار را به‌طور کامل رد نمی‌کنم، اما به صراحت می‌گویم که وضعیت Stand By آن‌گونه که فکر می‌کنید در صرفه‌جویی انرژی اثربخش نیست. موضوع هدفمند‌سازی یارانه‌ها برخی از دوستان را جوگیر کرده است و به‌تصورم اولین قبض غیریارانه‌ای برق را که دیده‌اند، راهی برای کاهش هزینه برق می‌جویند. اما راهی که می‌روی ای برادر به ترکستان است و برای کاهش هزینه برق مصرف باید که دست به جیب شد. اگر در پی کاهش مصرف انرژی هستید باید که بر منبع‌تغذیه (Power Supply) تمرکز کنید که هر بلا و مصیبتی که بر سرتان نازل می‌شود از قبل این قبیل قطعات است. بدانید بهتر است که بخش قابل‌توجهی از برق مصرفی دسک‌تاپ‌ها در همین منبع تغذیه تلف می‌شود. منبع‌تغذیه درست و درمان دو وظفیه حیاتی بر عهده دارد، اول اینکه؛ برق وروردی را متناسب با مصرف دستگاه و به‌شکلی پایدار مهیا کند و دیگر آنکه؛ درصدی مختصری از برق ورودی را تلف کند. در بطن منبع تغذیه تعداید خازن و سلف و مقاومت تعبیه شده است تا برق متناوب ۲۲۰ ولت شهری را به جریان مستقیم ۲۴ ولت تبدیل کند. به‌طور قطع بخشی از توان ورودی به منبع تغذیه در هنگام تبدیل جریان متناوب به جریان مستقیم و نیز کاهش ولتاژ ۲۲۰ ولت تا ۲۴ ولت به گرما تبدیل می‌شود و از کف می‌رود.

نشان بازده بالا!
هنر سازندگان منابع‌تغذیه در آن است که از قطعات و تکنولوژی‌هایی استفاده کنند که حداقل توان ورودی به منبع تغذیه را به گرما تبدیل کند، یعنی میزان اتلاف انرژی حداقلی شود. قاطبه منبع‌های تغذیه‌ای که در بازار داخلی خریداری می‌شوند از گونه‌های بی‌کیفیتی هستند که معلوم نیست در کدام‌یک از ده‌کوره‌های جمهوری خلق چین تولید می‌شوند. پیش‌تر به‌طور مفصل درباره بازدهی منبع تغذیه صحبت کرده‌ام و صرفا جهت یادآوری تکرار می‌کنم که نشان ۸۰+ که بر پنج گونه است، برای نمایش میزان بازدهی منبع تغذیه استفاده می‌شود. همین‌که نشان ۸۰+ بر روی منبع تغذیه حک شود برای استفاده کفایت می‌کند. گونه‌های دیگر نشان ۸۰+ که شامل پلاتینیوم و طلا و نقره و برنز هستند، قیمت قطعه را بالا می‌برند. درباره این نشان توصیه می‌کنم وب‌سایت plugloadsolutions.com سرک بکشید.

بازه بازده حداکثری!
نکته دیگری که در کاهش مصرف انریژ فوق‌العاده اثربخش است، انتخاب دقیق و هوشمندانه توان منبع تغذیه است. تست‌های متعددی نشان داده است که بالاترین بازده منبع تغذیه هنگامی حاصل می‌شود که قطعه بین ۴۰ تا ۶۰ درصد توان اسمی کار می‌کند. به‌بیان دیگر اگر توان اسمی قطعه‌ای ۵۰۰ وات باشد، بالاترین میزان بازدهی در فاصله ۲۰۰ تا ۳۰۰ وات حاصل می‌شود. هر چه مصرف انرژی دستگاه بالاتر رود، به‌همان نسبت میزان اتلاف انرژی نیز افزایش خواهد یافت. توصیه می‌کنم توان منبع تغذیه‌ای که قصد خرید دارید را حداقل ۳۰ درصد بالاتر از متوسط مصرف قطعات دسک‌تاپ انتخاب کنید. به‌طور مثال اگر مجموع مصرف قطعات دسک‌تاپ را بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ وات تخمین می‌زنید از مبع تغذیه با توان ۴۵۰ تا ۵۵۰ وات استفاده کنید.

فاکتورهای دوقلو!
درباره تکنولوژی‌های PFC به قدر کفایت صحبت کرده‌ام. یادآور می‌شوم که تکنولوژی Passive PFC اثری در کاهش مصرف انرژی ندارد و بیشتر بر پایداری جریان برق و جلوگیری از تاثیر پارامترهای بیرونی بر اجزای داخلی تمرکز دارد. اما تکنولوژی Active PFC علاوه بر مزیت‌های گونه Passive می‌تواند توان دستگاه را متناسب با نیاز قطعات داخلی تنظیم کند که هم تاثیر قابل ملاحظه‌ای در مصرف دارد و هم کاهش اتلاف انرژی را موجب می‌شود. قبول دارم که منبع تغذیه‌ای که از تکنولوژی Active PFC استفاده می‌کنند قیمت بالاتری دارد، اما در مجموع که محاسبه کنید صرفه اقتصادی بیشتری خواهد داشت.

این را هم بگویم و خلاص…
که کاهش مصرف انرژی محدود به سخت‌افزار نمی‌شود و گرما و رطوبت محیط و نیز نرم‌فزارهایی که در هنگام راه‌اندازی سیستم عامل در حافظه مقیم می‌شوند و کارایی چندانی ندارند، تاثیر پنهان اما قابل تاملی در افزایش مصرف انرژی (بخوانید اتلاف) دارند. به‌طور مستقل درباره نرم‌افزارهای سبز صحبت کرده‌ام که سعی بر کاهش استفاده از منابع سخت‌افزاری، علی‌الخصوص پردازنده و حافظه دارند. این را هم بگویم و خلاص که به جای خرید قطعات پرمصرف و گرمازا و استفاده از فن‌های متعدد،‌از قطعات کم مصرف استفاده کنید. همین!

گذر و نظر کوتاه بر پردازنده‌های اینتل مورد استفاده در لپ‌تاپ‌های میان‌قیمت و لپ‌تاپک‌ها

بارها و بارها تاکید کرده‌ام که پردازنده تمامی کامپیوتر نیست، اما اعتراف می‌کنم که پردازنده‌ها در لپ‌تاپ نقشی غیر قابل اغماض دارند و بی‌دلیل نیست که که برای معرفی برخی لپ‌تاپ‌ها به ذکر پردازنده‌اش بسنده می‌کنند. کاربر ایرانی علی‌الخصوص، حساسیت بسیاری به پردازنده دارد. پیش‌تر فقط اینتل بود و دو سه مدل از محصولات ای.ام.دی، اما چندی است که فراوانی مدل‌ها از حد گذشته است و محصولاتی با پردازنده‌های متنوع عرضه ‌شده و انتخاب را بر کاربر بی‌نوای ایرانی سخت کرده است. قدیم‌ترها مدل‌های متنوع Core 2 Duo و Pentium و Celeron-M عرضه می‌شدند که تشخیص تفاوت کیفی‌شان کار صعب و وقت‌گیری نبود. اما در بازار کنونی مدل‌های متنوعی از Core i3 و Core i5 و Core Pentium Dual Core و Atom و AMD Turion و غیره عرضه می‌شود و مشتری می‌ماند که کدام را باید انتخاب کند. البته فراوانی پردازنده‌ها بیشتر به مدل‌های Core i اختصاص دارد، اما تنوع همین‌ها هم کم نیست. بد ندیدم مقایسه‌ای مختصر میان این‌قبیل پردازنده‌ها انجام دهم تا شاید کمکی به کاربر ایرانی در انتخاب کرده باشم.

وادی لپ‌تاپک‌ها
بیش از ۹۵ درصد لپ‌تاپک‌های موجود در کره خاکی از پردازنده‌های اتم شرکت اینتل استفاده می‌کنند. ای.ام.دی به تازگی پردازنده‌های فیوژنی خانواده C و E را معرفی کرده است، اما زمان می‌برد تا در بازار نفوذ کند. شرکت VIA هم چند مدل از پردازنده‌های Nano را توزیع کرده است که در بازار داخلی تا آنجا که خبر دارم تنها یک مدل لنوو S12 از این پردازنده استفاده می‌کند. دو نسل از پردازنده‌های اتم اینتل در لپ‌تاپک‌ها استفاده می‌شوند و البته تعداد پردازنده‌های نسل اولی N270 و N280 رو به اتمام است و در لپ‌تاپک‌های جدید از مدل‌های نسل دومی N450 و N455 و N470 و N475 استفاده می‌شود. مدل‌هایی که رقم آخر عدد مدل‌شان به رقم پنج ختم می‌شود از حافظه‌های DDR3 پشتیبانی می‌کنند. مدل‌های فوق‌الذکر را اگر از فاصله‌ای معقول نگاه کنیم تفاوت کیفی چندانی با هم ندارند و پیشنهاد می‌کنم که در انتخاب لپ‌تاپک، حساسیت بی‌خودی برای نوع پردازنده صرف نکنید. همین‌که دستگاه از اتم‌های علیل استفاده می‌کند کفایت می‌کند. می‌ماند پردازنده Nano U2250 که از منظر کیفی یک مرتبه بالاتر از N455 قرار می‌گیرد که البته برای کاربر چندان محسوس نیست!
بر روی کاغذ، امتیازی که به پردازنده‌های اتم اختصاص یافته نزدیک به پردازنده Core i3 380M است، اما در دنیای واقعی شرایط دیگری حکم‌فرماست و پردازنده‌های اتم کمتر از یک‌پنجم قابلیت‌های ضعیف‌ترین مدل Core i3 را هم عرضه نمی‌کنند!

مدل‌های کم‌مصرف ارزان‌قیمت!
دوستانی که در پی خرید دستگاه جمع و جور و سبک‌وزن هستند بی‌شک با گونه‌ای دیگر از پردازنده‌ها مواجه شده‌اند که از پیشوند SU استفاده می‌کنند. از این پردازنده‌ها بیشتر در لپ‌تاپ‌های سبک‌وزنی که بین ۶۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان است استفاده می‌شود، چرا که مصرف انرژی فوق‌العاده مختصری دارند و به‌همین نسبت هم توان پردازشی محدودی ارایه می‌کنند. به‌طور کلی پیشوند یا پسوندهای L و U معرف موجوداتی کم‌مصرف و بی‌نهایت کم‌‌مصرف هستند. مدل‌های کم‌مصرف گونه‌های متعددی دارند. لپ‌تاپ‌های موجود در بازار داخلی اغلب از مدل‌های SL و SU استفاده می‌کنند. این مدل‌ها به سه خانواده پردازشی Celeron و Pentium و Core 2 Duo تعلق دارند. این‌قبیل مدل‌ها تفاوت‌های کیفی متنوعی دارند. به‌طور مثال پردازنده SU 2300 به خاندان Celeron  تعلق دارد و دو برابر پردازنده‌های اتم کارایی دارد. مدل SU 4100 عضو خاندان Pentium است و در قیاس با SU 2300 بین ۱۰ تا ۲۰ درصد کارایی بهتری ارایه می‌کند، اما بدانید که تحفه‌های دندان‌گیری نیستند. اگر پردازنده‌ای کم‌مصرف و جان‌دار می‌خواهید شاید بتوان مدل SU 7300 را پیشنهاد کرد که هسته پردازشی قابل اطمینانی دارد و حداقل با خریدش متضرر نمی‌شوید. کارایی مدل Core 2 Duo SU7300 بین ۱۵ تا ۲۰ درصد بالاتر از SU 4100 است و شاید چندان به چشم نیاید، اما برنامه‌ها را روان‌تر اجرا می‌کند و هر چه باشد از تبار پردازنده‌های Core 2 Duo است. لپ‌تاپ فوق‌سبک U200 شرکت msi که توط ماتریس توزیع می‌شود از پردازنده SU 2300 و لپ‌تاپ‌های سبک‌وزن IdeaPad U350 شرکت لنوو که توسط سازگار توزیع می‌شود از پردازنده‌های SU 4100 و SU 7300 استفاده می‌کنند.

بازمانده‌های سخت‌جان!
گمان می‌کردم که پردازنده‌های خاندان‌های Core 2 Duo  و Pentium و Celeron پس از حضور پردازنده‌های جدید خانواده Core i از بازار خارج می‌شوند، اما تصورم اشتباه بود و لپ‌تاپ‌های معتبری همچنان با پردازنده‌های Core 2 Duo و Pentium Dual Core عرضه می‌شوند. پردازنده‌های سطح بالای T9xxx و P8xxx که تا همین یکسال پیش هوش از سر می‌ربودند، رنگ عوض کرده و با نام Core i3 وارد عرصه شده‌اند. مدل‌های معلوم‌الحال Pentium Dual Core با همان نام‌های قدیمی P6100 و P6200 و T4400 و T4500 استفاده می‌شوند. اجازه دهید تا این پردازنده‌ها را با مدل Core i3-330M مقایسه کنم. کارایی مدل P6100 حدود ۱۵ تا ۲۵ درصد از مدل ۳۳۰M کمتر است. و به‌همین نسبت کارایی T4400 نیز ۱۵ تا ۲۵ درصد از P6100 کمتر است. اگر کم‌مصرف‌ها را نیز بازی دهیم، کارایی T4400 در حد فاصل پردازنده کم‌مصرف SU7300 و Core i3-330M قرار می‌گیرد. به‌همین نسبت، مدل P6100 از نظر کارایی در حدفاصل T4400 و ۳۳۰M جای خوش کرده است. با این احوالات اگر خریدار مدل‌های ارزان‌قیمت هستید، بدانید که با خرید P6100 یا P6200 چندان متضرر نمی‌شود، اما با صرف مبلغی بیشتر می‌توانید Core i3 تهیه کنید و از تکنولوژی روز بهره‌مند شوید. البته تفاوت‌های بین این موجودات وجود دارد و هر چه باشد پردازنده‌های Core i3 از نتبار جدیدی هستند و به‌طور کامل از تکنولوژی HyperThreading پشتیبانی می‌کنند و برنامه‌ها را روان‌تر اجرا می‌کنند و انرژی را بهنیه مصرف می‌کند و همین‌طور الی آخر…

پردازنده‌های خوش‌قیمت!
تا یکی دو ماه پیش، ارزان‌ترین لپ‌تاپی که از پردازنده Core i3 استفاده می‌کرد حداقل هشتصد هزار تومان قیمت داشت. در شرایط حاضر با کمتر از هفتصد هزار تومان هم می‌شود لپ‌تاپی خوب با پردازنده Core i3-380M تهیه کرد. در حال حاضر چهارگونه پردازنده Core i3 شامل مدل‌های ۳۳۰M و ۳۵۰M و ۳۷۰M‌ و ۳۸۰M در لپ‌تاپ‌ها استفاده می‌شود. مدل ۳۹۰M هم عرضه شده، اما کمتر استفاده شده است. مدل ۳۳۰M ضعیف‌ترین است و کارایی قابل توجهی ندارد. مدل ۳۵۰M کارایی بهتری دارد، اما برای افرادی که به کارایی پردازشی اهمیت می‌دهند، استفاده از مدل‌های ۳۷۰M و ۳۸۰M را توصیه می‌کنم. بدون اغراق می‌گویم که کارایی پردازنده Core i3-380M تنه به تنه پردازنده گران‌قیمت Core i5-450M می‌زند. در برخی تست‌ها مشاهده شده است که کارایی ۳۸۰M بر کارایی Core i5-430M برتری دارد. خلاصه اینکه خرید لپ‌تاپ با پردازنده Core i3-370M و ۳۸۰M به‌طور کامل به صرفه و صلاح خریداران لپ‌تاپ‌های ارزان‌قیمت و حتی میان‌قیمت است. تنها برتری مدل‌های Core i5 بر Core i3 وجود تکنولوژی Turbo Boot و افزایش هوشمند فرکانس پردازشی است که برای بسیاری از کاربران استفاده خاصی ندارد. یعنی  اینکه خرید پردازنده‌های Core i5 برای قاطبه مخاطبان لپ‌تاپ‌های میان‌قیمت جز هدر دادن پول نیست، مگر اینکه خلافش ثابت شود!

و اما بعد!
قدرت واقعی پردازنده‌های Core i5 در مدل‌های بالاتر مانند ۴۸۰M و علی‌الخصوص ۵۶۰M نمایان می‌شود که البته قیمت لپ‌تاپ را هم افزایش می‌دهد. بهترین لپ‌تاپ‌های میان‌قیمت با پردازنده‌های فاخر Core i5 را می‌توان بین نهصد تا یک میلیون و صد هزار تومان تهیه کرد. پردازنده‌های Core i5 به‌طور میانگین حوالی صد هزار تومان گران‌تر از مدل‌های Core i3 بوده و برای افرادی که نیاز مبرم به پردازش‌های سنگین دارند مفید هستند. برای انجام کارهای عمومی و پردازش‌های متوسط و حتی کارهای سبک برنامه‌نویسی، استفاده از مدل‌های Core i3 توصیه می‌شود. می‌مانند پردازنده‌های Core i7 که هم گران هستند و هم برای کارهای سنگین پردازشی طراحی شده‌اند و مخاطب خاص دارند. پردازنده‌های کم‌مصرفی هم هستند که با نام تجاری UM مشخص می‌شوند. چند لپ‌تاپ دیده‌ام که با پردازنده Core i5 470UM در بازار توزیع شده‌اند. کارایی این پردازنده کمتر از مدل Core i3 330M است و از اگر پول‌تان از عرق جبین حاصل شده است، حرامش نکنید!

نکته پایانی!
نوع پردازنده و چیپ‌ست گرافیکی تاثیر قابل ملاحظه‌ای در قیمت لپ‌تاپ دارند. حضور یا فقدان چیپ‌ست گرافیکی GeForce 310M می‌تواند قیمت لپ‌تاپ را پنجاه هزار تومان بالا و پایین کند. برای دوستانی که محدودیت مالی دارند و کارشان با امثال اتم و مدل‌های SU راست نمی‌شود،‌ استفاده از لپ‌تاپ‌های ارزان‌قیمت با پردازنده‌های Core i3 و بدون چیپ‌ست گرافیکی مستقل را توصیه می‌کنم. همان چیپ‌ست GMA HD برای رتق و فتق کارها کفایت می‌کند و البته انرژی کمتری هم در قیاس با چیپ‌ست‌های مستقل و البته قدرتمند Geforce و Radeon مصرف می‌کند. پردازنده‌های Core i3 به‌طور عام در بطن خود موتور گرافیکی GMA HD را حمل می‌کنند که ۱۵ تا ۲۵ درصد کارایی بهتری در قیاس با موتورهای گرافیکی پیشین اینتل مانند GMA 4500MHD دارد. انتخاب آگاهانه و خرید هوشمندانه را در این هفته‌های پایانی توصیه و آرزو می‌کنم!

آیا خرید دسک‌تاپ در بازار بهاره عاقلانه است؟

۱۴ اسفند ۱۳۸۹ یک دیدگاه

پیش‌تر و به بهانه‌های متفاوت گفته‌ام که به‌دلایلی با خرید دسک‌تاپ مخالف هستم، اما برای کاربری‌های خاص، خرید دسک‌تاپ را ضروری می‌دانم. به‌طور مثال پردازنده‌های لپ‌تاپ را برای پشتیبانی از بازی‌ها ضعیف می‌دانم و از اساس خرید لپ‌تاپ برای انجام بازی را توصیه نمی‌کنم. با آن دو میلیون تومانی که قرار است صرف خرید لپ‌تاپ مخصوص بازی شود می‌توان دسک‌تاپی سرهم‌‌بندی کرد در حد تیم ملی. از این‌رو؛ به‌طور عام و حتی با صرف هزینه بیشتر، خرید لپ‌تاپ را توصیه می‌کنم. اما کم نیستند دوستانی که کار ویژه‌ای با کامپیوترجماعت ندارند و کماکان دل‌شان با لپ‌تاپ‌ها هم نیست. پس چه باید کرد؟

خرید دسک‌تاپ خانگی را تا اطلاع ثانوی توصیه نمی‌کنم چرا که…
دسک‌تاپ‌های خانگی ارزان‌قیمت و حتی سیستم‌های میان‌قیمت لاجرم باید از محصولات ای.ام.دی استفاده کنند. یعنی صرفه و صلاح خریدار در استفاده از محصولات ای.ام.دی است. اما بدانید ای.ام.دی خود را برای دوران گذار مهیا می‌کند و خرید در این شرایط توصیه نمی‌شود. از قرار معلوم پردازنده‌های فیوژنی ای.ام.دی برای دسک‌تاپ‌ها از هفته دوم اردیبهشت سال آینده روانه بازار خواهند شد. چیپ‌ست‌های نسل نهم ای.ام.دی نیز در اختیار سازندگان مادربرد قرار گرفته و عن‌قریب است که مادربردهای جدید که از سوکت AM3+ پشتیبانی می‌کنند روانه بازار شوند. بر این نکته تاکید می‌کنم که سیاست ای.ام.دی، پشتیبانی از سیستم‌های قبلی است و خیال‌تان آسوده باشد که سوکت‌های جدید همچنان از پردازنده‌های AM3 پشتیبانی خواهند کرد، همان‌گونه که مادربردهای کنونی از سوکت خانواده AM2 پشتیبانی می‌کنند. اما بدانید که وضعیت بازار اعم از قیمت‌ها و فراوانی دچار تغییر خواهد شد. پردازنده‌های فیوژنی، گونه جدیدی از پردازنده‌ها با رویکردی نوین به دنیای پردازش هستند. پردازنده‌های فیوژنی بی‌شک بهترین گزینه برای تهیه سیستم‌های ارزان‌قیمت و میان‌قیمت هستند و به‌تصورم میانه‌های تابستان زمان مناسبی برای تهیه دسک‌تاپ با پردازنده‌های فیوژنی است.

خرید دسک‌تاپ خانگی را تا اطلاع ثانوی توصیه نمی‌کنم چرا که…
نوع پردازش در دسک‌تاپ‌های خانگی ارزان‌قیمت و حتی سیستم‌های میان‌قیمت در شرف تغییر است. درباره حذف کارت‌های گرافیک ارزان‌قیمت از بازار به تفضیل صحبت کرده‌ام و اشاره‌ای کوتاه برای یادآوری می‌کنم که چیپ‌سیت‌سازان بزرگ اعم از اینتل و ای.ام.دی و ان‌ودیا هزینه‌های بسیاری را صرف توسعه امکانات و ارتقا کیفی چیپ‌ست‌های IGP کرده‌اند که یک فقره موتور گرافیکی فرد اعلا در درون‌شان تعبیه می‌شود. در رویکرد جدید موتور گرافیکی از بطن چیپ‌ست‌ها خارج شده و در کنار هسته‌های پردازنده قرار گرفته‌اند. پردازنده‌های فیوژنی شاکله فنی جالبی دارند، به‌گونه‌ای که پردازنده از دو گونه هسته پردازش عمومی (CPU) و پردازش گرافیکی (GPU) تشکیل می‌شود. هسته‌های پردازشی این‌قبیل پردازنده‌ها به‌بیان غیردقیق می‌توانند از قابلیت‌های یکدیگر استفاده کنند که موجب ارتقای کیفی امر پردازش خواهد شد. شش ماه دیگر می‌توانید از خدمات پردازنده‌های فیوژنی بهره‌مند شوید و شک نکنید که متضرر نخواهید شد. تفاوت اصلی پردازنده‌های فیوژنی نه در اجرای سریع‌تر برنامه‌ها که، در اجرای روان‌تر و یکنواخت برنامه‌هاست. اینتلی‌ها تاکید بسیاری بر اجرای سریع برنامه‌ها دارند. الگوریتم پردازشی پردازنده‌های اینتل به‌گونه‌ای طراحی شده است که برنامه‌ها را سریع‌تر اجرا می‌کند، اما گیر و گور هم زیاد دارد و گاه برای اجرای برخی فرمان‌های ساده، اعصاب کاربر را رنده کرده و مدت‌ها وقت صرف می‌کند. ای.ام.دی در طراحی الگوریتم پردازشی پردازنده‌های فیوژنی بر اجرای روان برنامه‌ها تاکید دارد و سعی بر حذف و کاهش وقفه‌ها دارد. اینکه کدام را ترجیح می‌دهید به خودتان بستگی دارد، اما صادقانه بگویم که اجرای روان برنامه‌های برای دسک‌تاپ‌های ارزان‌قیمت و حتی میان‌قیمت مناسب‌تر است!

خرید دسک‌تاپ خانگی را توصیه می‌کنم اگر …
در خرید لپ‌تاپ با نگارنده هم‌نظر نیستید و چاره‌ای جز تهیه کامپیوتر ندارید. این را هم بگویم که اسفندماه به‌طور کلی زمان مناسبی برای خرید دسک‌تاپ محسوب نمی‌شود، حال خود دانید. اگر کارهای عجیب و غریب از دسک‌تاپ انتظار ندارید توصیه می‌کنم بین ۹۰ تا ۱۲۰ هزار تومان برای مادربرد کنار بگذارید. می‌توانید از چیپ‌ست‌های AMD 785G استفاده کنید، هر چند توصیه می‌کنم بیست سی هزار تومان بیشتر هزینه کنید و از چیپ‌ست AMD 880G استفاده کنید تا اگر قصد ارتقا پردازنده را داشتید با مشکل مواجه نشوید. از منظر کیفی راستش این دو چیپ‌ست تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند، اما خرید مدل دومی در واقع نگاه به آینده است!
برای خرید پردازنده توصیه می‌کنم مطالب پیشین همین صفحات را در باب خرید پردازنده ارزان‌قیمت و میان‌قیمت بخوانید. این مقاله‌ها را می‌توانید در وب‌سایت‌های itnewsway.ir و itbaz.ir کشف و مطالعه کنید!
ذکر این نکته را از خاطر بردم که چیپ‌ست مادربردهای فوق‌الذکر از نوع IGP است و اولی از موتور گرافیکی HD 4200 و دومی از HD 4250 استفاده می‌کنند و اگر روزی روزگاری قصد ارتقای گرافیکی دسک‌تاپ را داشتید می‌توانید به‌طور همزمان از موتور گرافیکی داخل چیپ‌ست همراه با کارت گرافیکی مستقل استفاده کنید و حالش را ببرید!
درباره حافظه RAM نکته خاصی ندارم. پس از انتخاب مادربرد و پردازنده از یکی از برندهای معتبر خرید کنید. بهتر آن است که فرکانس حافظه منطبق بر فرکانس پیش‌فرض مادربرد باشد. به قطعات دیگری که انتخاب می‌کنید کاری ندارم، اما التماس می‌کنم که از بهترین منبع‌تغذیه موجود در بازار استفاده کنید. به همین اکتفا می‌کنم که توان منبع‌تغذیه‌ای که انتخاب می‌کنید باید بین ۲۰ تا ۳۰ درصد از توان مصرفی مجموع قطعات دسک‌تاپ بیشتر باشد و حداقل نشان ۸۰+ را کسب کرده باشد!

اهمیت کلید در انتخاب کیبرد دسک‌تاپ و لپ‌تاپ!

حساسیت کاربران امروزی برای انتخاب کیبرد سابقه تاریخی دارد و اهل قلم آن روزگار نیز آداب مخصوصی را برای شناخت و انتخاب قلم فاخر دنبال می‌کردند. در روزگار کنونی، اما عده قلیلی بر اهمیت کیبرد تاکید می‌کنند و انتخاب کیبرد برای قاطبه خریداران در اولویت قرار ندارد. این موضوع شاید در انتخاب کیبرد دسک‌تاپ مهم قلمداد نشود، اما در انتخاب لپ‌تاپ بسیار مهم است. کیبرد دسک‌تاپ قیمت بالایی ندارد و در صورت بروز مشکل هم به‌سهولت تعویض می‌شود. اما کیبرد لپ‌تاپ تابع شرایط دیگری است. اگر کاربر در هنگام کار با کیبرد احساس راحتی نداشته باشد، تعویض کیرد هزینه چندانی ندارد و به‌سرعت قابل ابتیاع از بازار است، اما کاربر لپ‌تاپ باید تمامی این مسایل را پیش از ابتیاع بسنجد، چرا که تغییر کیبرد لپ‌تاپ امکان‌پذیر نیست. در این میان کمتر به نقش کلیدها توجه می‌شود و اگر خدا قبول کند در این نوبت قصد آن دارم تا درباره چند ویژگی مربوط به کلیدهای کیبرد صحبت کنم.

اول؛ ابعاد و فاصله میان کلیدها
قاطبه کیبردهای دسک‌تاپ در ابعاد استاندارد تولید می‌شوند. چرا که ابعاد کیبرد محدودیت ندارد و دلیلی برای تقلیل ابعاد کلیدها وجود ندارد. این ماجرا برای کیبردهای لپ‌تاپ به‌گونه‌ای دیگر روایت می‌شود. شرایط کیبرد لپ‌تاپ‌های ۱۴ اینچی به بالا همانند کیبردهای دسک‌تاپ است و کلیدها علی‌القاعده در ابعاد استاندارد تولید می‌شود. ابعاد لپ‌تاپ که کمتر می‌شود، اولین محدودیت بر کلیدها اعمال می‌شود. هستند سازندگانی که با ترفندهای متفاوت سعی می‌کنند تا ابعاد کلیدها را حتی در لپ‌تاپ‌ها و لپ‌تاپک‌های ۱۲ تا ۱۴ اینچی کاهش ندهند که البته کاری سخت و قابل ستایش است. ابعاد کلید برای کاربرانی که به‌طور مستمر از کیبرد استفاده می‌کنند مهم است. به کاربری که کار چندانی با کیبرد ندارد و بیشتر از ماوس استفاده می‌کنند توصیه می‌کنم که از این موضوع صرف‌نظر کند.
کلیدها ابعاد واقعی و مجازی دارند. قدیم‌ترها که کلیدهای کیبرد را تنگ هم می‌چیدند، ابعاد واقعی و مجازی یکسان قلمداد می‌شدند. کاهش ابعاد کلید و ایجاد فاصله میان کلیدها، ظاهر بصری جذاب‌تری در چیدمان کلیدهای کیبرد ایجاد می‌کند. ابعاد مجازی کلید از مجموع ابعاد هر کلید به‌اضافه نصف فاصله میان کلیدها محاسبه می‌شود. در این وضعیت، کیبرد همانند مجمع‌الجزایری از کلیدهایی است که با فاصله‌ای مختصر و به صورتی منسجم چیده شده‌اند. این‌گونه را کیبردهای مدرن (Chiclet) خطاب می‌کنند. تمامی لپ‌تاپ‌های اپل و قاطبه لپ‌تاپ‌های سونی و بسیاری از لپ‌تاپ‌های اسوس و سامسونگ و ایسر از کیبردهای چیکلتی یا جزیره‌ای (Island Style) استفاده می‌کنند. تب این کیبردها چندی است که دامن کیبردهای دسک‌تاپ را نیز گرفته است. کیبردهای چیکلتی ظاهر فوق‌العاده دارند، اما برای کار مداوم و تای سریع چندان توصیه نمی‌شوند. ابعاد کلید کیبرد قاطبه لپ‌تاپک‌های ۱۰ اینچی به طور میانگین ۹۴ رصد کلیدهای استاندارد است. البته برخی مدل‌ها ابعاد کلید را تا ۹۶ درصد هم افزایش داده‌اند. این گفته را چندان علمی فرض نکنید، اما کار تایپ با کلیدهایی که کوچک‌تر از ۹۶ درصد اتدازه استاندارد باشد، قدری سخت است. همچنین در برخی لپ‌تاپ‌ها و البته کیبردهای دسک‌تاپی دیده‌ام که از کلیدهایی استفاده می‌کنند که حدود هفت هشت درصد از کلیدهای استاندارد بزرگ‌تر هستند.

دوم؛ شکل ظاهری و تکنولوژی کلیدها
قدیم‌ترها که طراحان امروزی نبودند و ذهن‌ها بسته‌تر بود و امکانات تولید این‌قدر پیشرفت نکرده بود، از کلیدهای مربع‌شکل تیزگوش برای تولید کیبردها استفاده می‌کردند. اندکی بعد دریافتند که برخورد سر انگشتان با این گوشه‌های تیز احساس نامطبوعی در کاربرجماعت ایجاد می‌کند. پس گوشه‌ها را مختصری گرد کردند. سپس دریافتند که کلیدهای تخت فشار بیشتری به انگشتان وارد می‌کند،‌از این‌رو گودی مختصر در سطح کلیدها ایجاد کردند و اندکی بعدتر؛ کناره‌های کلیدها را شیب‌دار کردند تا احتمال فشار همزمان چند کلید را کاهش دهند. قاطبه کلیدهای کنونی این‌گونه تولید می‌شوند. البته تنوع شکل کلیدها در کیبرد لپ‌تاپ‌ها بیشتر است. همین هفته پیش بود که لپ‌تاپی با کیبردی بامزه رویت کردم که شکل مربعی کلید را تغییر مختصری داده و ضلع پایینی کلید را با منحنی طراحی کرده بودند. قبول دارم که این شیوه بر جذابیت بصری کیبرد خواهد افزود، اما سهولت استفاده را نیز افزایش خواهد داد؟
قاطبه کلیدهای کیبردهای دسک‌تاپی را تنگ هم می‌چینند، از این‌رو تنوع شکل کلیدها بیشتر از کیبردهای لپ‌تاپی است. البته شکل ظاهری هر کلید رابطه‌ای نزدیک با تکنولوژی مورد استفاده برای فشردن کلید دارد. پیش‌تر ستفاده از تکنولوژی مکانیکی رایج بود. کیبردهایی که از کلیدهای ضخیم استفاده می‌کنند، اغلب از تکنولوژی مکانیکی بهره می‌برند. کیبردهایی دسک‌تاپی که سطح تخت‌تری دارند و البته تمامی کیبردهای لپ‌تاپ‌ها از دو تکنولوژی Dome-switch و Scissor-switch استفاده می‌کنند. کلیدهایی که از این تکنولوژی‌ها استفاده می‌کنند با فشار مختصری فعال می‌شوند و برای تایپ کلمات نیازی به فشار کامل نیست. همچنین کار با این‌قبیل کیبردها صدای کمتری در قیاس با کیبردهای مکانیکی تولید می‌کند. نکته دیگر به سرعت بازگشت کلید به وضعیت اصلی مربوط می‌شود. تکنولوژی کیبردهای مکانیکی که در کیبردهای دسک‌تاپی استفاده می‌شود سریع‌تر از دیگر گونه‌ها بازمی‌گردند و به‌همین علت بهترین گزینه برای تایپیست‌های فوق‌حرفه‌ای هستند که با سرعت دو میلیون حرف در ثانیه تایپ می‌کنند!
کیبردهای قابل انعطاف از تکنولوژی Dome-switch استفاده می‌کنند و در قیاس با دیگر گونه‌ها، سرعت بازگشت کندتری دارند. همچنین برخی کیبردهای ضدآب را نیز با این تکنولوژی تولید می‌کنند. مسأله مهم در این میان، عمر مفید کلیدهاست. به‌طور قطع کیبردهای مکانیکی علیرغم تولید صدای بیشتر در هنگام کار، عمر مفید بیشتری هم دارند و در برابر ضربه‌های شدید، مقاومت بیشتری دارند. کیبردهایی که از تکنولوژی Scissor-switch بهره می‌برند ظریف‌تر هستند، زمان بازگشت خوبی دارند، صدای کمتری تولید می‌کنند، ارزان‌تر تولید می‌شوند و عمر مفید قابل قبولی دارند. به‌همین دلیل است که قاطبه لپ‌تاپ‌سازان به این تکنولوژی روی خوش نشان داده‌اند.
اینکه کدام‌یک از کلیدها برای کدام کاربر مناسب است را به‌طور دقیق نمی‌توانم بگویم. فقط بر این توصیه تاکید می‌کنم که اگر شکل و تکنولوژی کلید را مهم تلقی می‌کنید، پیش از خرید، سهولت استفاده، سرعت بازگشت، کیفیت ساخت و ابعاد کیبرد را مفصل امتحان کنید. در هنگام خرید لپ‌تاپ، علی‌الخصوص به مقوله کیبرد حساس‌تر باشید!

سوم؛ رنگ و جنس کلیدها
درباره رنگ کلیدها همین چند هفته پیش صحبت کرده‌ام و صرفا برای یادآوری عرض می‌کنم که رنگ کلید بهتر است که تیره‌تر از رنگ کاراکترها باشد، چرا که مغز آدمی نقاط روشن را تحلیل می‌کند و یافتن کاراکترهای تیره‌رنگ در زمینه روشن، انرژی بیشتری از مغز تلف می‌کند. اغلب کیبردها را با زمینه مشکی‌رنگ و کاراکترهای سفیدرنگ تولید می‌کنند.
جنس کلیدها و مواد اولیه‌ای که در تولید آنها استفاده می‌شود به دلیل تماس مداوم با پوست فوق‌العاده مهم است و می‌تواند مشکلات بهداشتی بسیاری برای کاربر ایجاد کند. در کیبردهای بی‌اصل و نسب ارزان‌قیمت که معلوم نیست در کدام‌یک از حلبی‌آبادهای چین تولید می‌شوند از مواد بازیافتی استفاده می‌کنند که برای سلامتی بنی‌بشر بی‌نهایت مخاطره‌آمیز است. همچنین برای پایداری رنگ کاراکترهایی که روی کلیدها استفاده می‌کنند از سرب استفاده می‌شود، چرا که پوست انسان خاصیت اسیدی دارد و رنگ کاراکترها را در گذر زمان حل می‌کند. استاندارد TCO و دستورالعمل RoHS باب مستقلی را به ویژگی‌های کیبردهای اختصاص داده‌اند. این را بدانید که کیبردها از جمله آلوده‌ترین نقاط عالم است و به‌طور مستمر باید تمیز شوند. بسیاری از مواد پاک‌کننده حاوی الکل هستند و ترکیب این مواد با مواد اولیه نامناسبی که در تولید کیبردهای ارزان‌قیمت استفاده می‌شود بی‌نهایت خطرناک است.

چهارم؛ چیدمان کلیدها
چیدمان کلیدها را باید جدی گرفت. استفاده از بهترین کلیدها و برترین تکنولوژی برای تولید کیبرد دلالت بر برتری نخواهد بود. مهم است که کلیدها به‌گونه‌ای هدفمند و هوشمندانه در کنار یکدیگر چیده شوند. بارها سونی را مثال آورده‌ام که در طراحی کیبرد لپ‌تاپ‌های سبک‌وزن خود مرتکب اشتباهی فاحش شده است. دسترسی آسان به کلیدهای Home و End برای کاربرانی که فراوان از کیبرد استفاده می‌کنند از نان شب واجب‌تر است، اما سونی این کلیدها را بر روی کلیدهای مکان‌نما قرار داده است و برای فعال‌سازی کلید Home لاجرم باید به‌طور همزمان کلید Fn را نیز فشار داد که در کاربری طولانی‌مدت عذاب‌آور است. محل قرارگیری کلیدهای Del و Enter و Backspace و Esc و نیز کلیدهای عددی و کلیدهای مکان‌نما فوق‌العاده مهم است. چیدمان کلیدها در لپ‌تاپ‌های کوچک‌اندام باید ظریف‌تر و با هوشمندی بیشتری توأمان باشد که در نیست. اینکه کدام‌یک از چیدمان‌ها برای کاربر ایرانی مناسب است را نمی‌دانم. چیدمان مطلوب گیمرها با تایپیست‌ها یا برنامه‌ویسان متفاوت است. گرافیست‌ها به چیدمان متفاوتی برای دسترسی به کلیدهای میان‌بر علاقه دارند. چیدمان مطلوب کلیدها به نوع کاربر و نوع نرم‌افزارهایی مربوط می‌شود که توسط کاربر استفاده می‌شود. چیدمان کلیدها همچنین رابطه مستقیمی با جنسیت و سن و سال کاربر دارد. استفاده همزمان از چند کلید برای کاربران کم سن و سال سخت است. کلیدهای بزرگ برای انگشتان ظریف آزاردهنده است و بالعکس!

موخره!
مطالب بالا برای کاربری اهمیت خواهد داشت که کیبرد جزو لاینفک زندگی‌اش شده است. کیبرد لپ‌تاپ‌هایی که امکان ورود به بازارهای اتحادیه اروپا را دارند به‌طور حتم بر اساس دستورالعمل‌های زیست‌محیطی تولید شده‌اند، اما اگر بر شما مسجل شد که لپ‌تاپ یا محصول دیجیتالی را در بازار اتحادیه اروپا راه نمی‌دهند از آن پرهیز کنید!
من که به چینی‌جماعت اعتماد نمی‌کنم، چرا که هیچ خدایی را بنده نیستند و از هزار و یک ترفند برای کاهش قیمت استفاده می‌کنند. پرهیز از مواد مخاطره‌آمیز را اغلب سازندگان چینی سوسول‌بازی دولت‌های اروپایی می‌دانند و بس!